السيد موسى الشبيري الزنجاني

6929

كتاب النكاح ( فارسى )

مراد اين است كه روى برنامه كتاب و سنت اين نكاح پىريزى شده باشد ، يكى از مبانى كتاب و سنت در مورد نكاح ، مهر است و لذا مهر يكى از مصاديق آن مبانى مىباشد و اين نحوهء تعبير تقريباً شبيه به صرحى است ، و اگر مثل مرحوم محقق كركى يا مرحوم صاحب وسائل در باب مهر اين را ذكر كرده‌اند ، از باب اين نيست كه اين « على » ها را استظهار كرده باشند كه به مهر و صداق اختصاص داشته باشد ، بلكه همان معناى عام مد نظرشان بوده است . به نظر ما نيز همين را بايد گفت و بلكه بالاتر ، حتى در مسأله متعه نيز مىتوان گفت « على » به معناى جامع استعمال شده ، منتها شأن نزول‌ها گاهى مخصوص به مورد خاص است ، شأن نزول آنجا دفع اشكال سفاح بودن است ولى عنوان كلى است ، در مورد بحث هم چون سؤال راجع به اين است كه مهر تعيين نشد ، شأن نزول آن تعيين مهر است اما مراد از خود جمله معناى عامى است كه همه موارد را شامل مىشود . مانند اينكه گفته شود كه آيا زيد را اكرام كنم ، مىگوييم كه عالم بايد احترام شود ، شأن نزول اين « عالم بايد احترام شود » ، زيد است ، ولى مورد ، موجب تخصيص نمىشود و مفهوم عام مىشود و جاهاى ديگر هم به درد مىخورد . ظاهراً و به احتمال بيشتر ، ديگران هم اگر در باب صداق پياده كرده‌اند ، معناى عام اراده كرده‌اند منتها چون مورد سؤال راجع به اين بود كه مهر را تعيين نكرده‌اند ، به آن تناسب اين شىء پياده شده را در باب مهر ذكر كرده‌اند . پس ما اين اطلاق را مىپذيريم البته اگر مطمئن باشيم گوينده جمله فقط مشروعيت عقد را قصد كرده و كارى به مهر ندارد و يا بگوييم كه تعبداً اين روايت مىخواهد مطلبى بر خلاف قواعد اثبات كند نمىتوانيم چنين مطلبى را استفاده كنيم فقط مرحوم شيخ طوسى استثناءً در استبصار اين مطلب را دارد چنانچه گذشت .