السيد موسى الشبيري الزنجاني

6927

كتاب النكاح ( فارسى )

خال المأمون « قال لما أراد المأمون أن يزوج أبا جعفر عليه السلام الى أن قال قال أبو جعفر عليه السلام بعد الخطبة و هذا أمير المؤمنين زوجنى ابنته و ذكر نحوه » . در اينجا كه « على ما جعل اللّه للمسلمين على المسلمين » مىگويد ، منظورش « فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » است به نظر من اگر استعمالات مختلف در نظر گرفته شود ، ديده مىشود كه مدخول « على » عبارت از پايه و مبناى مطلب مذكور در قبل از « على » است ، « زيد على السطح » يعنى زيد روى سطح قرار گرفته است پس « على » يعنى مبنياً عليه ، و مدخول آن در اينجا مبناى ازدواج است ، و مبناى ازدواج مصاديقى دارد كه يكى از آنها عبارت از مهر است ، و گاهى شروط ديگرى هم كه شرط مىكنند ، جزء مصاديق مبناى ازدواج است ، لذا روايات كلمه « على » را ، هم در مورد صداق به كار برده و هم در مواردى كه صداق نيست ولى بناى ازدواج بر اساس آن است ، و من احتمال مىدهم بزرگانى كه در اينجا گفته‌اند همان مهر السنة را بگيرند ، به اين دليل است كه « على كتاب اللّه و سنة نبيه » داراى معنايى كلى است مراد اين است كه ازدواجى باشد كه مطابق با كتاب و سنت باشد . منتها چون كتاب و سنت راجع به مهر مبنا دارد و راجع به بعضى از شروط ديگر هم مبنا دارد . هم مهر السنة داخل اين مىشود ، و هم چيزهاى ديگرى كه داخل مهر السنة نيست ، داخل مىشود ، و امام عليه السلام نيز كه خواسته‌اند در اين روايت اسامة بفرمايند مهر السنة هست ، از همين جا استظهار كرده كه مراد از على كتاب اللّه و سنة نبيه اين است كه مبنا را كتاب و سنت قرار مىدهيم و كتاب و سنت ، مقدار مهر را نيز بيان مىكند ، منتها چون سؤال طرف به خصوص مهر بوده ، حضرت اين كلى را در خصوص مهر تطبيق كرده‌اند . و البته با تراضى هم منافاتى ندارد ، چون مىفرمايد كه به اين مهر تراضى داشته باشند كأنه مىخواهد بگويد كه سنت گفته كه رضايت شما هم به اين باشد ، رضايت پيغمبر صلى الله عليه و آله هم به مهر السنة بوده ، مىگويد رضايت