السيد موسى الشبيري الزنجاني
6921
كتاب النكاح ( فارسى )
نكاح است و زنا نيست ، و لذا عبارت را كافى ندانسته و به روايت عمل نكردهاند زيرا مهر السنة در كتاب به خصوص ذكر نشده است و كسانى هم كه خواستهاند مهر السنة را با كتاب تطبيق كنند ، چنين تأويل مىكنند كه چون در كتاب هست كه احكام بايد از پيامبر اخذ شود و مهر السنة در سنت پيامبر آمده ، به اين اعتبار كتاب و سنت گفته مىشود ، ولى اگر اصل نكاح در مقابل سفاح باشد ، در كتاب بعنوانه ذكر شده است ، و نيازمند تأويل نيست . ولى « على السنة » ظهور دارد كه مراد همين مهر السنة است . خلاصه از نحوهء تعبير مرحوم محقق و مرحوم علامه معلوم مىشود كه ايشان نيز در مسأله ترديد دارند . البته عبارتى هم در استبصار هست كه من از آن عبارت استظهار مىكنم كه ايشان هم مىخواهد مطلب ديگرى غير از اين معناى مشتهر بفرمايد . پس اگر شهرت يا اجماعى باشد از زمان مرحوم شيخ طوسى به بعد است و تازه آن هم ثابت نيست ، چنين چيزى به زمان معصوم عليه السلام متصل نيست و اثبات اتصال به وسيله قاعده لطف و اجماع در عصر هم تمام نيست . پس عمل اصحاب به روايت ، صغروياً معلوم نيست و كبروياً همچنين عملى كه از زمان معلوم شيخ طوسى پيدا شده ، دليلى بر كفايت آن براى اعتبار روايت وجود ندارد . بنابراين اگر در سند روايت مناقشه كنيم ، از نظر فتواى اصحاب مشكل حل نمىشود . بحث درباره استظهار از عبارت و به تبع آن استظهار از روايت اسامة حال بايد ديد كه آيا اين عبارت ظهور در مهر السنة دارد يا ندارد ، و بعد على المبنى بحث كنيم ، و اگر ظهور نداشته باشد ، بنابر مبناى صحت اخذ به روايت بايد بحث كنيم . بيان مناقشهء شهيد ثانى : ممكن است مناقشه شهيد ثانى را تقويت كنيم به خاطر اينكه عين همين تعبير على كتاب الله و سنة نبيه در روايات باب متعه نيز وارد شده