السيد موسى الشبيري الزنجاني

6979

كتاب النكاح ( فارسى )

شارع نيست و نزد شارع ارزش ندارد اگر چه وجود خارجى دارد . ولى يك مرتبه - به طورى كه از عبارت شهيد ثانى استفاده مىشود - مهر المسمى عبارت مىشود از همان خلّ خاص كه تخيل شده است در اين ظرف وجود دارد ولى در واقع وجود خارجى ندارد . البته شهيد ثانى در اينجا اين گونه تعبير مىكند كه وجود جزئى خلّ مهريه است كه اين يك نحوه تسامح در تعبير است و بايد به جزئى اضافى تعبير كند ؛ چون از شىء غير موجود هر چند قيد هم كه براى آن آورده شود نمىتوان تعبير به جزئى نمود ، چرا كه وجود خارجى ندارد و كلى است ، ولى در صورت تعبير به جزئى اضافى ، شايد بتوان آن را به گونه‌اى تصحيح نمود . و تفاوت بين شهيد ثانى با بيان قبلى اين است كه به نظر ما واقع خارجى مهر قرار گرفته است ، منتها شارع براى آن ارزشى قائل نيست ؛ يعنى وجود خارجى دارد ولى در نزد شارع ارزشى ندارد . ولى شهيد ثانى مىگويد كه چيزى را كه مهر قرار داده شده است ، وجود خارجى ندارد و الا شارع آن را الغاء ننموده است ؛ پس شهيد ثانى همان چيزى را كه تخيل شده است و وجود خارجى ندارد مورد تعلق عقد مىداند . حال به بيان دو وجهى كه شهيد ثانى براى قول ثانى گفته است و اشكالات آنها مىپردازيم : وجه اول : مورد قصد در مهر بودن ، عبارت از سرحه بوده است ، منتها با اين خصوصيت كه در اين ظرف است ، و وقتى كه تحويل آن با اين خصوصيت مقدور نبود ، نوبت مىرسد به اقرب چيزها به آن مقصود اولى - كه نمىتواند آن را بپردازد ولى مورد رضايت و قصد بوده است - و آن چيز عبارت از مثل سركه مورد قصد يعنى خلّ ديگرى است . اشكال بر وجه اول : همانطور كه گفتيم قصد به معناى اراده به ما فى الظرف در خارج متعلق شده است و به عبارت اخرى ، قصد ثانوى تطبيقى به فرد خاص خمر كه در واقع است متعلق شده است نه به آنچه تخيل شده درون ظرف است يعنى