السيد موسى الشبيري الزنجاني
6687
كتاب النكاح ( فارسى )
مقابله شده تهذيب ( مثل كافى ) راوى عبد الله بن الفضل است . 2 - ايشان فرمود روايت را شيخ از حسن بن محبوب عن احمد بن محمد عن أبيه عن عبد الملك نقل نموده و طريق شيخ به حسن بن محبوب هم صحيح است مىگوييم اين نقل مذكور از مرحوم شيخ نيست بلكه نقل مرحوم صدوق است و آن هم بدين گونه است عن محمد بن على بن محبوب عن احمد بن محمد عن أبيه عن عبد الله بن الفضل الهاشمى « 1 » ( نه آنكه حسن بن محبوب عن . . . ) و اصلًا مرحوم شيخ ، طريقى به حسن بن محبوب عن احمد بن محمد عن أبيه ندارد . 3 - ايشان نقل صحيح ( در عبد الله بودن راوى را ) نقل كافى ( نه تهذيب ) مىدانست ولى براى رفع اشكال ارسال ، به تهذيب ارجاع مىدهد و مىگويد هر چند نقل كافى مرسل است ولى نقل تهذيب مسند است و از طرفى متن روايت در هر دو نقل يكسان است به گونهاى كه نمىتوان گفت اين عبارت از حضرت ، دو بار صادر شده كه مرحوم شيخ ، مسند آن را نقل نموده است ولى مرحوم كلينى به سند آن برخورد نكرده است . اثبات معتبر بودن روايت از ديدگاه استاد : مىگوييم عبد الله بن الفضل الهاشمى از ثقات است و كتاب او را ، ابن ابى عمير نقل نموده است همچنين براى رفع اشكال ارسال مىگوييم : صرف اينكه كسى از شخصى ، احياناً روايتى را نقل كند سبب نمىشود آن مروى عنه ، شيخ راوى بشود بلكه اگر راوى كسى را به عنوان استاد اختيار كرد و شيخ اجازه و روايتش بود و كثرت روايت هم از او داشت به او « شيخ » مىگويند و از طرفى هم مىدانيم كه به غير از موارد استثنايى مرسوم نبوده است كه محدثينى كه درباره آنها نقطه ضعف و كجسليقگى در حديث گفته نشده ، شيوخ خود ( به معنايى كه بيان كرديم ) را از اشخاص غير معتبر قرار بدهند . پس از اين طريق ( كه مروى عنه هر چند نام برده
--> ( 1 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 357 .