السيد موسى الشبيري الزنجاني

6644

كتاب النكاح ( فارسى )

و اما اگر مبدأ و منتها از راه مقدمات حكمت به دست آيد و فقط استمرار با دلالت وضعيه تعيين گردد مثلا بگويد « يجب اكرام العلماء مستمرا » - چه استمرار قيد موضوع باشد يا قيد محمول و يا قيد نسبت ؛ چرا كه مرحوم آخوند فرقى بين اينها قائل نيست ، كما اينكه ما هم فرقى قائل نيستيم - و مبدأ اكرام از مقدمات حكمت استفاده شود كه عبارت مىشود از وقتى كه علم در شخص پيدا مىشود ، در اين صورت براى توجيه تفصيل آخوند بين اول و وسط وقت ، ممكن است اين طور گفت : در صورت خروج از اول وقت ، از آنجايى كه مبدأ از راه مقدمات حكمت به دست مىآيد ، مقتضاى مقدمات حكمت در مورد غير زيد اين است كه مبدأ از هنگام عالم شدن باشد ، و اما در مورد زيد چون دليل خاص بر خروجش مثلا در روز جمعه - كه ديگران وجوب اكرام دارند - داريم ، ديگر نمىتوانيم مبدأ استمرار براى او را از جمعه قرار بدهيم و لذا استمرار ، نسبت به او مبدأش روز شنبه مىشود و اما اگر استثناء او از وسط باشد ، با توجه به اينكه استمرار قطع شده است - چون در ابتداء وجوب اكرام داشته و در وسط تخصيص خورده است - گفته شود كه ديگر دليلى نداريم كه چنين حكمى براى بعد هم هست . لكن به نظر مىرسد كه حتى در اين فرض و همين طور در صورت استثناء از آخر ، بازهم اگر مقدمات حكمت مبدأ و منتها را تعيين كند - كما هو المفروض - مىتوانيم نسبت به بقيه اخذ به عموم نموده و حكم به وجوب اكرام نماييم ؛ براى اينكه « اكرم العلماء مستمراً » دلالت بر حكم مستمر مىكند و اما اينكه حكم مستمر يكى است يا دو تا ؟ دلالتى بر آن نمىكند ، بله مقتضاى اطلاق قضيه يك حكم مستمر است ؛ چون وقتى كه مبدأ و منتها با مقدمات حكمت تعيين شوند ، قهراً نتيجه‌اش مىشود يك حكم مستمر كه مبدأش از اول عالم شدن و منتهايش مادامى است كه علم داشته باشد . لكن در صورتى كه يك دليلى از وسط زمان ، فردى را خارج نمود ، دليلى ندارد