السيد موسى الشبيري الزنجاني
6827
كتاب النكاح ( فارسى )
بن خالد : ابعث الى بكتاب فاطمة ، فأرسل اليه أبو عبد الله عليه السلام : انى انما أخبرتك أنى قرأته و لم اخبرك أنه عندي . قال حبيب : فجعل محمد بن خالد يقول لى : ما رأيت مثل هذا قط . « 1 » ( كلمه « ما » در « ما رأيت » در نسخه مقابله شده نيست و در چاپى به توهم غلط شدن آوردهاند ) دو معنا در مورد اين روايت گفتهاند كه يكى معنائيست كه ديگران گفتهاند و دوم معنايى است كه مرحوم شعرانى ذكر كرده است و صحيح هم همين معنايى است كه ايشان ذكر كرده است . توضيح معناى اول : گفتهاند سؤال در روايت از اين است كه با توجه به اينكه مسلم است كه در نصاب زكات ، نصاب عبارت از دويست و فريضه آن پنج بوده است ، چرا الان فريضه عبارت از هفت شده است كه در نتيجه نصابش دويست و هشتاد بشود ، تا اينكه يك چهلم بودن آن محفوظ باشد ؛ يعنى قاعدهاش اين بود كه پنج درهم از دويست درهم باشد نه هفت درهم از دويست و هشتاد درهم ، پس چرا اينطور شده است ؟ بعد طبق روايت جواب دادهاند كه : اصلا پيغمبر صلى الله عليه و آله دراهم نفرموده بودند ، تا گفته شود كه از دويست درهم يا از دويست و هشتاد درهم ، حضرت با اوقيه بيان كرده بودند و اوقيه عبارت از چهل درهم است ، پنج اوقيه نصاب زكات بوده است و يك چهلم آن پنج درهم مىشده است و حالا چون درهمها بر خلاف اوقيه كه تغييرى نكردهاند ، سبكتر شدهاند يك چهلم پنج اوقيه ، هفت درهم مىشود پس نصاب دويست و هشتاد و فريضه هفت درهم شده است . معناى دوم : سؤال از اين نيست كه « كيف صارت سبعة » تا مقصود اين باشد كه نصاب دويست و هشتاد و فريضه عبارت از هفت درهم شده است بلكه سؤال از « كيف صارت وزن سبعة » است و مقصود از « وزن سبعة » و امثال آن - همانطورى كه آقاى شعرانى از رسالهاى كه بلاذرى دارد نقل كرده و همينطور آقاى سيد موسى مازندرانى در كتاب « عقود الاسلاميين » از « نقود العربية » كه تأليف يك مسيحى
--> ( 1 ) - الكافى 3 : 507 ، و ذكر بعضها فى الوسائل 9 : 149 .