السيد موسى الشبيري الزنجاني
6794
كتاب النكاح ( فارسى )
2 - صحيحه محمد بن مسلم عن أبى جعفر عليه السلام قال : سألته عن رجل خطب الى رجل ابنة له من مهيرة فلما كانت ليلة دخولها على زوجها ، أدخل عليه ابنة له اخرى من امة ؟ قال : « ترد على أبيها و ترد اليه امرأته و يكون مهرها على أبيها » . « 1 » كلام صاحب جواهر در مقام مرحوم صاحب جواهر مىگويد : روايت اول ظاهر در وقوع عقد بر بنت امة است و بلكه روايت دوم را هم مىتوان ظاهر دانست بنابراين كه مقصود از « امرأته » بر اساس انجام خواستگارى براى او باشد . « 2 » ظاهرا مراد ايشان از ظاهر بودن روايت اول در وقوع عقد بر بنت امة دلالت « فأتاه بغيرها . . . » بر آن است ؛ چرا كه معنايش اين است كه با همان مهرى كه در خطبه تعيين شده بود عقدى براى غير شده است ، لذا مىفرمايد : آن مهر اولى كه تعيين شده است براى بنت امه مدخوله است و براى بنت مهيرة بايد مهر ديگرى تعيين بشود . اشكال بر جواهر نسبت به هر دو روايت چنين استظهارى از اين دو روايت دو اشكال دارد كه عبارتند از : اشكال اول : اگر بنت مهيرة موضوع عقد نباشد با اين جمله امام كه مىفرمايد : « تردى اليه التى سميت له به مهر آخر » و ظهورش در لزوم رد بنت مهيرة به مرد دارد ، منافات خواهد داشت ؛ چون اگر عقد نشده باشد و زن او نباشد لزوم رد به او وجهى ندارد ، پس معلوم مىشود كه عقد بر او واقع شده است نه بر بنت امه . اشكال دوم : در روايت دومى محمد بن مسلم صريحا و در روايت اولى او هم به احتمال زياد ، بنت مهيرة و بنت امه دختران شخص ولى هستند و وجود چنين
--> ( 1 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 253 ، ابواب العيوب و التدليس ، الباب 12 ، الحديث 2 . ( 2 ) - جواهر الكلام 30 : 375 .