السيد موسى الشبيري الزنجاني

6773

كتاب النكاح ( فارسى )

است كه بله اين احتمال هم هست ، لكن چون اين روايات موافق با ظاهر كتابند كه به مقتضاى آيه شريفه دادن همه مهر را پس از ازدواج لازم كرده است ، ما در روايات تنصيف تصرف نموده و آنها را حمل بر استحباب مىكنيم . و اما در صورتى كه زن فوت كرده باشد ، با توجه به اينكه روايات تنصيف مهر در اين صورت معارضى در بين روايات ندارند ، در اين صورت حكم به تنصيف مهر مىشود . « 1 » اشكال‌هاى اين جمع اشكال اول : اين است كه اگر اين حمل را نسبت به 17 روايت از 20 روايت تنصيف بپذيريم ؛ چرا كه در آنها مثل « لها النصف » آمده است و مىتوان گفت كه با توجه به استحباب صرف نظر كردن آنها از نصف ديگر ، ادعاءً گفته شده است كه براى او نصف مهر است . ولى در سه روايت اين حمل خيلى بعيد است و آنها عبارتند از : 1 - مرسله جميل بن صالح « 2 » 2 - روايت عبيد بن زراره « 3 » 3 - صحيحه ابى عبيده حذاء « 4 » چرا كه در مرسله جميل در صورت فوت زن‌ها قبل از دخول مىفرمايد : « يرجع الزوجان به نصف الصداق على ورثتهما » يعنى شوهرها نصف مهريه‌اى را كه داده‌اند از وارث‌هاى زن‌ها پس بگيرند و اين صريح در اين است كه آن نصف مورد مطالبه حق اينهاست ، در حالى كه اين نمىسازد با قول به اينكه تمام مهر حق زنهاست لكن استحباب دارد كه از نصفش صرف نظر كنند . و همين طور در روايت عبيد بن زراره و صحيحه ابى عبيده كه موردشان در جايى است كه زن مىخواهد پس از بلوغ عقدى را كه براى او شده است - و از

--> ( 1 ) تهذيب الاحكام 8 : 147 . ( 2 ) جامع احاديث الشيعة ، ج 25 ، باب 73 از ابواب التزويج و حكمه و فضله ، ح 2 . ( 3 ) همان ، ج 26 ، باب 31 از ابواب المهور و الشروط ، حديث 7 . ( 4 ) همان ، حديث 11 .