السيد موسى الشبيري الزنجاني
6722
كتاب النكاح ( فارسى )
خاصى اثر دارد ، شرط هم در يك محدودهاى اثر دارد و شرطيت علت تامه نيست . 12 - محقق : اول كسى كه استظهار مىشود قائل به فسخ است مرحوم محقق است . ظاهر عبارت مرحوم محقق در شرايع اين است كه حق فسخ را قائل است ولى در مختر النافع كه متأخر از شرايع نوشته و در موارد زيادى از فتواى خود در شرايع برگشته است ، مطابق با ديگران حق فسخ براى مرد قائل نشده است . در عبارت نافع ديگر آن تعليل در كار نيست كه شايد تجدد پيدا كرده باشد . مرحوم محقق در نافع كه عيوب را ذكر مىكند مىگويد تتمة و سپس مىگويد كه على انها حره و على انها بنت مهيرة اگر ازدواج كرد ، و سپس خلاف آن درآمد ، حق فسخ دارد ولى اگر تزوجها بكراً و بعد ثيبه درآمد ، حق فسخ ندارد . نتيجه : اين تعبيراتى است كه بزرگان دارند . قبل از محقق من براى نمونه يك نفر هم پيدا نكردم كه قائل به خيار فسخ شده باشد . اينها مواردى بود كه متعرض مسأله شدهاند و اما كلمات آنهايى كه موجبات فسخ را ذكر كردهاند و اسمى از مسأله فقدان بكارت نبردهاند ، ذكر نكردم چون زياد است . بخش دوم : مرحوم علامه و معاصرينش : مرحوم علامه كتابهايش مختلف است . در قواعد و ارشاد قائل به فسخ شده است . صاحب جواهر مىگويد : حكايت شده كه تلخيص هم همينطور است . من به همه مواردى كه مربوط به اين بحث است در تلخيص نگاه كردم و حتى باب بيع را هم احتياطاً نگاه كردم ، چنين چيزى در تلخيص نيست و اينكه چه كسى اين حكايت را كرده است ، پيدا نكردم . به هر حال مرحوم علامه در دو كتابش ، قواعد و ارشاد ، به طور مسلم حق فسخ را قائل شده است و در تحرير حق فسخ را منكر شده است . از معاصرين مرحوم علامه ، صاحب جامع الخلاف ، مرحوم سبزوارى قمى ، وقتى بعضى از خيارات را ذكر مىكند ، اسمى از خيار فقدان بكارت نبرده است ،