السيد موسى الشبيري الزنجاني
6715
كتاب النكاح ( فارسى )
بحث مواردى كه بيشتر محل ابتلاست را ذكر نكند . اين هم عبارت كافى ابى الصلاح است كه تصريح هم كرده كه از اول بوده است . 3 - وسيله ابن حمزه : عن تزوج امرأة على انها بكر فوجدها غير بكر كان له ان ينقص شيئاً من مهرها دون فسخ النكاح ، در اينجا فسخ النكاح را ذكر مىكند . و اما در آخر عبارت ديگرى دارد كه راجع به فقدان بكارت ، فقط نقصان مهر را ذكر مىكند . تعبير اين است : و إذا عقد عليها على انها بكر فوجدها ثيباً نقص شيئاً من مهرها ان شاء . ايشان فصلى را با عنوان « فصل فى بيان العيب المؤثر فى فسخ العقد » باز كرده است و در پايان به تناسب ذكر كرده كه از مهر او مىتواند كسر بگذارد ( نظير اينكه در نافع گاهى مىگويد تتمةٌ و سپس مطالبى كه تناسب داشته باشد ذكر مىكند ) كأنه بايد حساب اين را از بقيه جدا نمود . و بعد از فاصلهاى به همان عبارت دون فسخ النكاح تصريح دارد . بيان يك مطلب استطرادى در چاپ ينابيع اشتباهى شده است و آن اينكه كلام ابن حمزه را كه بايد در صفحه 298 قرار بگيرد ، در صفحه 92 ذكر كرده و بالاى آن هم كافى نوشته است در حالى كه عبارت از ابن حمزه است و ربطى به كافى ندارد . لذا ما هم ابتدائاً اشتباه كرديم و فكر كرديم عبارت عن تزوج امرأة على انها بكر . . . از كافى است . و چون بين ذيل اين عبارت و عبارت كافى كه قبلًا نقل شد ، تنافى وجود دارد لذا به توجيه آن پرداختيم . در اول يعنى عبارت كافى ، تعبير كرده بود كه اگر بكارت نداشت موجب نقصان مهر نيست و در دو سه صفحه بعد يعنى عبارت ابن حمزه ( كه اشتباهاً مقدم شده است ) حكم كرده كه مرد حق دارد كسر بگذارد . ما بين اين دو عبارت را اينطور جمع كرديم كه آنجا كه تعبير كرده بود موجب نقصان مهر نمىشود ، مراد اين است