السيد موسى الشبيري الزنجاني

6702

كتاب النكاح ( فارسى )

دو روايت ديگر نيز هست كه آنها تأييد قريب به دلالت براى مطلب هست ، عين موضوع نيستند ولى قوياً مرتبط به موضوع هستند ؛ روايت هفتم : روايت اسماعيل بن جابر كه در سندش محمد بن سنان هست ، و اگر كسى اين اشكال را نكند كه ما اشكال نمىكنيم ، روايت صحيحه هم مىشود . قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل نظر الى امرأة فأعجبته فسئل عنها فقيل هى ابنة فلان فأتى أباها فقال زوجنى ابنتك فزوجه غيرها فولدت منه فعلم بعده أنها غير ابنته و أنها أمة فقال يرد الوليدة على موليها و الولد للرجل و على الذي زوجه قيمة ثمن الولد يعطيه موالى الوليدة كما غر الرجل و خدعه . « 1 » اين روايت بىارتباط به مسأله جارى نيست و لو عين آن هم نيست . روايت هشتم : صحيحه محمد بن مسلم قال سألت ابا عبد الله عليه السلام عن الرجل يخطب الى الرجل ابنته من مهيرة فأتاه بغيرها قال ترد اليه التى سميت له به مهر آخر من عند أبيها . . . « 2 » . ارتباط اين حديث به بحث جارى يك مقدار بيشتر است ، كسى يكى از دو دختر زيد را كه حره بوده ، خواستگارى كرده و زيد تدليس كرده و دختر كنيز خود را به او تزويج كرده ، اين عقد باطل است ، زوج با اين دخترى كه مادرش كنيز بوده ، به خيال اينكه معقوده خودش است ، مباشرت كرده ، حضرت مىفرمايند كه چون زن او نيست بايد او را منزل پدرش رد كند و چون مباشرت كرده ، مهر المسمى را بايد پدر بدهد و مهر المسماى اولى هم كه مال زن واقعى خودش است در جاى خودش هست و بر عهده خود زوج است ، كه اينجا هم استفاده مىشود كه چنين مهرى كه هست بر عهده مدلس مىآيد ، اين روايت صحيحه نيز مؤيد است . پس عناوينى كه در روايات وارد شده عبارتند از « ولى » ، « ولىّ منكح » ، « ولىّ مدلس » ، « مزوج » ، « مزوج مدلس » و بعضى هم تعليل آورده كه « لانه دلس » . بررسى و جمع‌بندى اقوال علماء :

--> ( 1 ) وسائل الشيعة ، همان ، باب 7 ، حديث 1 . ( 2 ) وسائل الشيعة ، همان ، باب 8 ، حديث 1 .