السيد موسى الشبيري الزنجاني

6276

كتاب النكاح ( فارسى )

اين راوى در كتب مربوط به ضبط راويان به شكل مياح « 1 » و اختلاف كتب حديثى در اين زمينه ، ظاهراً نام راوى اين حديث مياح المدائنى است « 2 » ، لذا بحث از اتحاد اين راوى با صباح الساباطى موضوع ندارد . مياح المدائنى در كتب رجالى تضعيف شده و قرينه‌اى بر وثاقت وى نيافتيم ، لذا حديث مورد بحث از اعتبار سندى برخوردار نيست . 5 - روايت حسين بن زيد و سكونى محمد بن يحيى ، عن احمد بن محمد ، عن العباس بن موسى عن محمد بن زياد عن الحسين بن زيد « 3 » قال سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول : يحل الفرج بثلاث ، نكاح بميراث و نكاح بلا ميراث ، و نكاح بملك اليمين « 4 » در اين سند تنها الحسين بن زيد مورد بحث است ، ولى با عنايت به اين كه راوى از او محمد بن زياد همان ابن ابى عمير معروف است وثاقت وى اثبات مىگردد . همين روايت با سند معروف كلينى به سكونى هم نقل شده است . در اين سند دو نفر مورد بحث مىباشند . يكى نوفلى و ديگرى سكونى ، سكونى را با عبارت شيخ طوسى در عده ج 1 ، ص 149 مىتوان توثيق كرد ، در اين عبارت شيخ طوسى عمل طائفه به روايات سكونى را گوشزد كرده است ( به شرط عدم تعارض آن با روايات و فتاواى اماميه ) كه اين امر دليل بر وثاقت وى مىباشد « 5 » ، و با توجه به اين كه غالب روايات

--> ( 1 ) - ابن داود حلى در رجال : 522 / 515 كلمه مياح را « بالياء المثناة تحت و كسر الميم و قيل : بفتحها » ضبط كرده است ، علامه حلى در ايضاح الاشتباه : 303 / 714 در ضبط اين نام آورده : بالياء المنقطة تحتها نقطتين بعد الميم ، لاحظ ايضا نضد الايضاح : 344 . ( 2 ) - اما صباح المدائنى كه در رجال شيخ در باب صاد باب اصحاب امام صادق عليه السلام آمده ، بر فرض درستى ، دليلى نداريم كه راوى حديث مورد بحث ما باشد . ( 3 ) - در تهذيب و فقيه الحسن بن زيد وارد شده ، ولى صحيح همين حسين بن زيد است ، چنانچه در معجم الرجال 4 : 335 اشاره شده است . ( 4 ) - جامع الاحاديث 25 : 31 / 36400 ( باب اول از ابواب التزويج ، ح 1 ) . ( 5 ) - ( توضيح بيشتر ) اگر طائفه تنها به يك روايت راوى عمل كنند اين امر ممكن است با قرائن خارجى باشد و دليل بر وثاقت راوى نباشد ولى عمل طائفه به روايات يك راوى جز در سايه وثاقت وى توجيه‌پذير نيست .