السيد موسى الشبيري الزنجاني
6266
كتاب النكاح ( فارسى )
مسأله لااقتضائيت مطرح نيست . رد كلام صاحب حدائق به نظر ما كلام صاحب حدائق تمام نيست ، و همان طورى كه ما از نفس همين روايات نافى ارث استفاده مىكنيم كه اگر براى يك شخصى اجنبى شرط ارث بشود ، چنين شرطى نافذ نيست زيرا اين شرط مخالف با روايات مذكوره است ، همچنين ما مىتوانيم بگوييم اين روايات فرضى را كه در آن شرط ارث براى يكى از زوجين يا هر دو شده نيز ناظر است و لذا ظاهر اين روايات در مورد فرض شرط نيز اقتضاى نفى دارند نه اينكه لااقتضاء باشند . البته اين حرف منافات با اين ندارد كه ما از باب جمع بين اين روايات و ادله ديگرى كه ارث را با شرط ثابت مىداند از ظهور آنها در اقتضاى نفى ارث رفع يد نماييم . بنابراين عمده حرف ما اين است كه روايات فى حد نفسه ارث را مطلقا نفى مىنمايند . 4 - كلام صاحب جواهر در عدم ارث در عقد انقطاعى حتى با شرط صاحب جواهر معتقد است كه در عقد انقطاعى اصلا ارث وجود ندارد و شرط ارث هم در ثبوت ارث تأثيرى ندارد « 1 » . يكى از ادله ايشان رواياتى است كه در آن متمتع بها ، مستأجره خوانده شده يا به منزله امه دانسته شده است ، همچون روايت زراره عن ابى عبد الله عليه السلام قال ذكرت له المتعة أ هي من الاربع ؟ قال تزوج منهن الفاً فانهن مستأجرات « 2 » و روايت عمر بن اذنيه عن ابى عبد الله عليه السلام قال قلت له : كم تحل من المتعة قال فقال : هن بمنزلة الاماء « 3 » تقريب استدلال به اين گونه احاديث اين است كه عموم تنزيل اقتضاء مىكند كه در متعه ارث به طور مطلق نباشد ، زيرا در اجاره و در باب امه ، ارثى در كار نيست و حتى با شرط هم نمىتوان ارث را ثابت كرد ، لذا در باب متعه هم بايد شرط ارث بىاثر باشد .
--> ( 1 ) - جواهر 30 : 192 . ( 2 ) - جامع الاحاديث 26 : 61 / 38359 ( باب 3 ، از ابواب المتعة ، ح 6 ) ( 3 ) - جامع الاحاديث 26 : 62 / 38362 ( همان باب ، ح 9 )