السيد موسى الشبيري الزنجاني

6587

كتاب النكاح ( فارسى )

أخيه موسى بن جعفر عليهما السلام قال سألته عن رجل تزوج امرأة و لم يدخل بها فزنى ما عليه قال يجلد الحد و يحلق رأسه و يفرق بينه و بين أهله و ينفى سنة . به نظر مىرسد كه اشكالى در سند اين روايت نيست ، و به دو دليل مىتوان سند روايت را تصحيح كرد . يكى اينكه اجلاء و مشايخ حديث و معتبرين علماى حديث بسيارى از بُنان بن محمد كه برادر احمد بن محمد بن عيسى اشعرى است ، اخذ حديث كرده‌اند . و دوم اينكه رجال نوادر الحكمه و رجالى را كه محمد بن احمد بن يحيى از آنها نقل مىكند ، بررسى كرده‌اند و عده‌اى از آنها را كه قابل اعتماد نيستند ، نام برده‌اند كه بُنان بن محمد از آن نامبردگان نيست . مرحوم آقاى خوئى كه قدماء را قائل به اصالة العداله مىدانستند و لذا تا به « ثقه » تصريح نكنند اعتبار ، ثابت نمىشود ، ممكن است در اين سند تأمل داشته باشد . معتبرهء حنان « 1 » اين روايت در جامع الاحاديث از نظر سند ناقص نقل شده و يك مقدارى احتياج به تكميل دارد . مرحوم صدوق در من لا يحضر ، اين روايت را به طريق خودش به على بن جعفر نقل كرده است و طريق ايشان به كتاب على بن جعفر به طرق متعدده صحيح است و هيچ شبهه‌اى از آن ناحيه نيست ، قاعدتاً بايد در جامع الاحاديث به سند در من لا يحضر اشاره مىشد . محمد بن على بن محبوب عن أحمد عن على بن الحكم عن سيف بن عميرة عن حنان قال سئل رجل أبا عبد الله عليه السلام و أنا أسمع عن البكر يفجر و قد تزوج ففجر قبل أن يدخل بأهله قال يضرب مائة و يجزّ شعره و ينفى من المصر حولًا و يفرق بينه و بين أهله . مراد از احمد كه راوى از ابن محبوب است ، احمد بن محمد بن عيسى است كه شيخ اوست . و مراد از حنان مطلق ، حنان بن سدير است كه مرحوم شيخ طوسى در رجال دربارهء او « ثقة » گفته است ، و در رجال مرحوم آقاى خوئى « ثقة رحمه الله »

--> ( 1 ) . جامع الأحاديث ، كتاب الحدود