السيد موسى الشبيري الزنجاني
6560
كتاب النكاح ( فارسى )
پاسخ ارائه كرديم . امروز مىخواهم پاسخ سوم را به نوعى اصلاح نمايم و آن اينكه ما گفتيم اگر روايت سكونى اشكال سندى داشته باشد روايت ديگرى به همين مضمون وجود دارد و آن روايت فضل بن يونس است كه ديروز از آن صحيحه تعبير كرديم ، ولى امروز آن را اصلاح مىكنيم و مىگوييم بهتر است از آن به معتبره تعبير نماييم . بررسى سند روايت فضل بن يونس بسيارى از كتب در مورد روايت فضل بن يونس « موثقه » تعبير مىكنند نه صحيحه و از طرفى شخص ديگرى كه موجب شود روايت موثقه گردد در سند نيست هر چه هست راجع به خود فضل بن يونس مىباشد و فقط به اعتبار او صحيحه تعبير نكرده ، بلكه موثقه تعبير كردهاند . حال ببينيم دليل آن چيست ؟ نجاشى در ترجمه وى فرموده است « ثقه » و ديگر راجع به فساد مذهب او صحبتى به ميان نياورده است . از طرفى شيخ طوسى درباره وى « واقفى » گفته است جمع بين كلام نجاشى و كلام شيخ طوسى اين است كه روايت موثقه شود ، يعنى راوى شخص صدوق غير امامى مىباشد . ولى به نظر ما در اين قبيل موارد كه كم هم نيست به درستى معلوم نمىباشد كه چه تعبير كنيم ؟ آيا صحيحه بگوييم ؟ آيا موثقه بگوييم ؟ چون نجاشى در اول كتاب خود ملتزم شده است كه فساد مذهب روات را متذكر شود و اگر جايى فقط گفت « ثقة » و ديگر به فساد مذهب اشارهاى نكرد معلوم مىشود فساد مذهب نداشته است و ما عرض كرديم كه « ثقة » به طور مطلق و بدون قيد هرگاه در كلمات رجاليين آمده باشد بدين معناست كه در تمام جهاتى كه در اعتبار خبر دخالت دارد مورد وثوق و اطمينان است كه يكى از آن جهات مذهب شخص مىباشد ، پس از ظاهر كلام نجاشى استفاده مىشود كه فضل ، امامى مذهب