السيد موسى الشبيري الزنجاني

6246

كتاب النكاح ( فارسى )

ارزيابى نظر سيد مرتضى : به ايشان جواب داده‌اند كه حتى اگر آيات قرآن ارث را ثابت كند ولى وقتى روايات متواتره بر عدم ارث داريم ، اين روايات آيه را تخصيص مىزنند . چنان كه از ميان 25 روايت فقط يك يا دو روايت ممكن است با مدعاى سيد مرتضى موافق باشد . ممكن است سيد مرتضى اين طور جواب داده باشد كه علت اين كه دستور داده‌اند در صيغه متعه عدم وارثيت ذكر شود اين است كه ارث بردن در متعه در آن زمان به دليل مخالفت حكومت ، ضمانت اجرا نداشته است ، و اگر شرط سقوط نمىشد زن وارث مىشد ، ولى به حق خود نمىرسيد ، و شارع براى جلوگيرى از پايمال شدن حقوق افراد كارى كرده كه از اول حقى در ميان نباشد . و در واقع رواياتى كه ارث را نفى كرده ناظر به همان صيغ متعارف است كه در آن شرايط خوانده مىشده و عدم ارث در آنها ذكر مىشده است . همه اين روايات به قضاياى خارجيه نظر دارند . صاحب جواهر مىفرمايد عدم ارث چنان آشكار بوده كه حتى سنىها هم آن را مىدانستند ، و در مباحثه‌اى كه بين ابو حنيفه و مؤمن الطاق صورت گرفته ابو حنيفه به مؤمن الطاق نقض مىكند كه اگر متعه حلال باشد و زن متعه زوجه باشد بايد ارث ببرد در حالى كه شما مىگوييد ارث نمىبرد ، و مؤمن الطاق هم جواب مىدهد كه شما نيز برخى از زوجه‌ها را وارث نمىدانيد مثل زن ذميه و مىگوييد سنت چنين حكمى كرده است ، ما نيز همين را مىگوييم كه سنت ثابت كرده كه در متعه ارث وجود ندارد . در واقع صاحب جواهر مىخواهد بگويد كه ابو حنيفه به عنوان يك اصل مسلم با شيعه مخاصمه مىكند . « 1 »

--> ( 1 ) - جواهر الكلام ، ج 30 ، ص 192 .