السيد موسى الشبيري الزنجاني
6522
كتاب النكاح ( فارسى )
قول ششم : موجب خيار بودن اقعاد اين تعبير از زمان محقق مطرح شده است ، اگر چه يحيى بن سعيد در « جامع » تعبيرش زمانت است ، لكن كسانى كه اقعاد را موضوع و ملاك قرار دادهاند بسيارند ، به طورى كه مشهور پس از محقق تعبير به اقعاد است : محقق در « شرايع » و « نافع » ، علامه در « تبصرة » ، « ارشاد » و « قواعد » ، شهيد اول در « لمعه » ، فخر المحققين در « ايضاح » ، فاضل مقداد در « تنقيح » ، محقق كركى در « جامع المقاصد » ، ابن شجاج قطان در « معالم الدين » ، صيمرى در « غاية المرام » ، سيد عميد الدين در « كنز الفوائد » ؛ چرا كه دليل اقعاد را بدون ردّ كردن آن ذكر كرده است . شهيد ثانى در « شرح لمعه » هم همين طور ، و « كشف اللثام » هم تمايل به اين قول دارد . بالاخره ؛ نه در روايات و نه در كلمات فقهاء قبل از محقق فقط زمانت بوده است و اصلا حرفى از اقعاد نبوده است ، مع ذلك ، اين فقهاى بزرگ اقعاد را بدين گونه مطرح كردهاند . بررسى روايات مسأله براى روشن شدن مطلب ، بايد روايات مسأله را ببينيم كه آيا جمع بين آنها ممكن است يا اينكه جمع ممكن نيست و بايد به اصل مراجعه بشود ؟ كلام صاحب حدائق و اشكال آن : ايشان گفته است : دو روايت در مورد اين مسأله هست كه يكى موثقه محمد بن مسلم و ديگرى صحيحه داود بن سرحان است . دو اشكال بر اين كلام ايشان وارد است . اشكال اول : اينكه روايات مسأله منحصر به دو روايت نيست ، بلكه پنج يا شش روايت در مسأله هست ؛ يعنى اگر روايت محمد بن مسلم را كه به دو طريق و مختصرى تفاوت در عبارت نقل شده است يكى حساب كنيم ، روايات مسأله پنج مىشود و اگر آن را دو روايت حساب كنيم ، شش روايت خواهيم داشت ، البته صاحب حدائق آنها را يك روايت محسوب كرده است و بعيد هم نيست كه يك روايت باشند ، چون هم راوى در آنها يكى است كه محمد بن مسلم است و هم