السيد موسى الشبيري الزنجاني
6240
كتاب النكاح ( فارسى )
پس معلوم شد كه مستفاد از كلام ابن براج نيز همان قول دوم است و اساسا اين كه ابن براج با اينكه معتقد به حجيت خبر واحد است - خلافا للسيد المرتضى - روايات متعددى را كه در بين آنها صحاح نيز وجود دارد ، و مفاد آنها عدم ثبوت ارث در عقد متعه و يا تفصيل است را كنار گذاشته باشد ، بسيار مستبعد است . « 1 » 3 - اشاره به بعضى از رواياتى كه دلالت بر عدم ثبوت ارث در عقد متعه دارند همان طورى كه گفتيم روايات نسبتاً زيادى مبنى بر عدم ثبوت حق الارث در عقد متعه داريم كه با وجود آنها نمىتوان گفت همه آنها را ابن براج ناديده گرفته است . اينك به چندين روايت در همين رابطه اشاره مىكنيم و ذكر ساير روايات و مباحث تفصيلى را به جلسات آينده موكول مىنماييم . 1 - در قسمتى از خبر مفضل بن عمر ، از جمله شرايطى را كه امام صادق عليه السلام در هنگام انعقاد عقد متعه ذكر فرمودهاند اين است : « ثم يقول لها على أن لا ترثينى و لا أرثك » « 2 » 2 - احمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن خالد عن القاسم بن عروة عن عبد الحميد عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام فى المتعه : ليس من الاربع لانها لا تطلق و لا تورث » « 3 » مراد از ( محمد بن خالد ) ابو عبد الله برقى است و ( القاسم بن عروة ) نيز به خاطر اينكه اجلاء و ابن ابى عمير از او روايت دارد ثقه مىباشد - مرحوم آقاى خويى غير از ابن ابى عمير ، بزنطى را نيز ضميمه كردهاند و ليكن اين قطعا اشتباه است و خود ايشان نيز موردى براى آن ذكر ننمودهاند - ( عبد الحميد ) نيز عبد الحميد بن عواض الطائى است كه ثقه است . اين روايت در نوادر حسين بن سعيد نيز آمده است . 3 - . . . عثمان بن عيسى عن سماعة عن ابى بصير قال : لا بد ان تقول . . . عن أن لا ترثينى و
--> ( 1 ) - استاد مد ظله : « ابن فهد حلى » نيز همان برداشتى را كه ما از كلام ابن براج داريم ، ايشان هم دارد . ( 2 ) - جامع احاديث الشيعة ، ج 26 ، ص 48 ، باب استحباب المتعه و الحث عليها ، ح 41 . ( 3 ) - جامع احاديث الشيعة ، ج 26 ، ص 60 ، باب ما ورد فى ان المتعة ليست من الاربع ، ح 2 .