السيد موسى الشبيري الزنجاني
6484
كتاب النكاح ( فارسى )
را به همراه استدلالش نقل نموده ، ولى آن را ردّ نكرده است و در عين حال در مورد برص قول اقوى را اختصاص آن به زن دانسته است و آن را موجب فسخ در مورد مرد ندانسته است . شهيد اول ظاهرا در مورد جذام ترديد دارد ؛ چرا كه مىگويد : پنج چيز موجب فسخ توسط زن مىشود ، كه يكى هم جذام « على قول » است . و از اينكه پنجمى را « على قول » تعبير كرده است ، ظهور در ترديد او دارد ، بله اگر با « قيل » تعبير مىكرد ، نشانه تضعيف آن بود . اشتباه شهيد ثانى : شهيد ثانى در شرح اين عبارت از لمعه ، قائل اين قول در مورد جذام را كه علامه است ، ذكر نكرده است و شايد منشأش اين باشد كه ؛ چون علامه در فصل شمارش عيوب اشارهاى به جذام نكرده است و قول به مجاز به خيار فسخ بودن آن را در احكام عيوب آورده است ، شهيد ثانى ، كلام دوم علامه را نديده است . اشتباه ديگرش اين است كه قائل به اين قول را ابن جنيد و ابن براج در « مهذب » خوانده و گفته است كه : « و قوّاه المحقق الشيخ على » كه مراد محقق كركى است ، بعد گفته است كه : مناسب بود كه برص را هم ضميمه مىكرد ؛ چرا كه اينها جذام تنها را نگفتهاند ، بلكه برص و عمى را هم ذكر كردهاند . در حالى كه گفتيم كه قائل به خصوص جذام علامه بوده است ، و از طرفى محقق كركى هم در كتاب معروفش « جامع المقاصد » كه شهيد ثانى خيلى از آن اخذ مىكند ، عكس اين را فتوا داده است . ب ) قائلين به موجب خيار بودن جذام و برص علامه در مختلف ، شهيد ثانى در شرح لمعه ، مسالك و حاشيه ارشاد ، شيخ حسن كاشف الغطاء در انوار الفقاهة و از متأخرين ، آقاى سيد أبو الحسن با « لا يبعد » و آقاى گلپايگانى در حاشيه با « اقوى » ، قائل به موجب خيار فسخ شدن ، جذام و برص در مرد براى زن شدهاند .