السيد موسى الشبيري الزنجاني

6462

كتاب النكاح ( فارسى )

قبل از عنن وقاعى واقع شده ، حال سؤال اين است كه آيا عنن موجب خيار هست يا نيست . ثانياً : سند اين روايت جاى بحث دارد . غير از صفوان بن يحيى كه لا يروى و لا يرسل الّا عن ثقه و از اصحاب اجماع است و أبان كه مراد أبان بن عثمان است و او نيز از اصحاب اجماع است اما در مورد عباد ضبى محل كلام است . مجلسى اول در روضه المتقين مىفرمايد ظاهراً عباد بن صهيب باشد و بعد هم مىگويد « يحتمل أن يكون غيره » ولى به نظر ما هيچ وجهى براى اين استظهار نيست اگر اين استظهار درست باشد ، مسأله ديگر بىدغدغه مىشود چون عباد بن صهيب توثيق شده و اختلافى نيست ولى به چه جهت چنين استظهارى بكنيم . اولًا : احتمال اقرب اين است كه نسخه « غياث » باشد ؛ زيرا در نسخه‌هاى معتبر و مقابله شده با نسخه اصلى تهذيب و استبصار كه يا بىواسطه يا با واسطه در دست هست ، غياث هست . و در من لا يحضر نيز غياث آمده است . هر چند در كافى « 1 » كه نسخه‌هاى معتبرى از آن نداريم عباد است . ثانياً : بر فرض هم كه نسخه عباد باشد ، به چه دليل بگوييم او عباد بن صهيب است ، در چندين كتاب راجع به اصحاب اجماع كه يكى از آنها أبان بن عثمان است نگاه كردم در يك جا هم أبان از عباد بن صهيب روايت ندارد و اختلاف نسخه هم نيست كه در يك جا عباد ضبّى و در جاى ديگر عباد بن صهيب تعبير شده باشد . وقتى به كتب رجال مراجعه مىكنيم مىبينيم عباد بن صهيب ، كليبى يربوعى است . تميم بن مرّة بن عد يكى از قبايل عرب است كه يربوع تيره‌اى از تميم است و بعضى از يربوع هم كليبى هستند ، بعضى از قبائل اصلا با تميم رابطه‌اى ندارد ولى

--> ( 1 ) - نسخه اصلى كلينى در دست ما نيست و تهذيب و استبصار هم از كلينى نقل مىكنند و ظاهراً در نسخه‌اى كه از كتاب كافى در دست شيخ بوده ، غياث بوده و لو در اين نسخه كه در دست ما هست « عباد » است .