السيد موسى الشبيري الزنجاني

6436

كتاب النكاح ( فارسى )

از عمومات استفاده مىشود كه در فرض خصاء به طور كلى ، خيار ثابت است ، لكن در برخى روايات صورت دخول را خارج كرده است ، از اين رو عمومات مثبت خيار را نسبت به اين فرض تخصيص مىزنيم و صورت دخول را خارج مىكنيم . منظور ايشان از عمومات روايت بكير و روايت سماعه است كه در باب خصى نقل شده . اكنون برخى از اين روايات را نقل مىكنيم . روايت اول : روايت بكير [ ابن بكير فى نسخة ] عن أبيه عن أحدهما فى خصى دلس نفسه لامرأة مسلمة فتزوجها قال : يفرق بينهما ان شاءت المرأة ، و يوجع رأسه ، و ان رضيت به و أقامت معه لم يكن لها بعد رضاها به أن تأباه « 1 » اين روايت هيچ دلالتى بر مختار ايشان ندارد ، چون « فتزوجها » فرموده و تزوج را بر تدليس خصى تفريع كرده است . گويا اخفاء خصاء باعث شده كه زن به تزويج راضى شده و اقدام كند . بنابراين ، فرض روايت اين است كه حين التزويج خصى بوده و در اثر تدليس ، خصاء براى زن مخفى شده است . از اين رو روايت به حدوث خصاء بعد از عقد ارتباطى ندارد و عموم يا اطلاقى در اين روايت نيست . روايت دوم : عن سماعة عن أبى عبد الله عليه السلام ان خصياً دلس نفسه لامرأة قال : يفرق بينهما « 2 » . در اين روايت تفريعى كه از آن استظهار مىكرديم كه روايت مربوط به خصاء سابق است وجود ندارد . در روايت بكير اخفاء عيب كرده بود تا زن حاضر به ازدواج شود و عقد صحيح شرعى واقع شود . اگر اخفاء عيب نبود زن حاضر به ازدواج نمىشد . چون ازدواج در اختيار زن است و زن مىتواند راضى به ازدواج شود و بله بگويد يا آنكه راضى نشود ، اما اكنون بحث در عيب حادث بعد العقد است و مىخواهيم

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، باب 13 من ابواب العيوب و التدليس ، حديث 1 . ( 2 ) - وسائل الشيعة ، باب 13 من ابواب العيوب و التدليس ، حديث 2 .