السيد موسى الشبيري الزنجاني

6410

كتاب النكاح ( فارسى )

الوجوء و الخصاء على وجه لا يمكن الايلاج . . . » از اين عبارت استفاده مىشود ايشان در مورد خصىاى كه قادر به ايلاج نيست كه مورد بحث ما است قائل به خيار فسخ نيست . و بالاخره سومين فقيه محقق اول در « نكت النهاية » است . ايشان مىفرمايد : « مستند قول به ثبوت خيار فسخ يكى روايت ابن مسكان است كه در آن آمده است « بعثت به مسأله مع ابن اعين . . . » « 1 » و چون مراد از ابن اعين معلوم نيست كه كدام يك از برادران زرارة است ( زرارة 10 برادر داشته است ) روايت مرسله است . دليل دوم روايت عبد الله بن بكير است و دليل سوم روايت زرعة عن سماعة كه همه آنها يعنى عبد الله بن بكير و همچنين زرعه و سماعة واقفى هستند و لذا اين دو روايت نيز معتبر نمىباشند ، پس دليلى بر وجود حق فسخ در مورد خصى نداريم » « 2 » 5 - ذكر روايتى معارض با روايات داله بر حق فسخ رواياتى كه خصاء را موجب ثبوت حق خيار فسخ براى زن دانسته است ، بسيار زياد است و ظاهراً روايتى صريحا با آنها مخالفت نداشته باشد ، مگر ظاهر روايت غياث الظبى « 3 » كه ذيل آن آمده است « . . . و الرجل لا يرد من عيب » در سند اين روايت صفوان بن يحيى كه از اصحاب اجماع است و لا يروى و لا يرسل إلّا عن ثقه وجود دارد و همچنين به خاطر عمل عده‌اى از فقهاء به آن معتبر است . در جلسه آينده به بحث از جمع ميان اين روايت و ساير روايات خواهيم پرداخت . انشاء الله . « * و السلام * »

--> ( 1 ) - الوسائل ، باب 13 از ابواب العيوب و التدليس ، كتاب النكاح ، ح 3 . ( 2 ) - النهاية و نكتها 2 / 365 - 366 . ( 3 ) - وسائل ، باب 14 از ابواب العيوب و التدليس ، ح 2 .