السيد موسى الشبيري الزنجاني
6222
كتاب النكاح ( فارسى )
روايت عبد الرحمن بن كثير از امام صادق عليه السلام است ، درباره زنى كه در بيابان گرفتار تشنگى شده بود و مردى از او در مقابل آب تقاضاى تمكين كرده بود « 1 » . كه حضرت امير عليه السلام فرمودند « تزويج و رب الكعبه » ، مرحوم كلينى اين روايت را در باب متعه آورده و فيض هم مىگويد كه اين عقد متعه بوده و صحيح است . از كلام ايشان فهميده مىشود كه مىخواستهاند بگويند كه اين زن به عنوان متعه تمكين كرده و چون اجل از شرايط متعه است ، در اينجا يك بار مباشرت به عنوان اجل تعيين شده و مبدأ آن هم فورى بوده و از طرف منتهى هم جهالت به اين مقدار اشكالى ندارد ، ( مثل موردى كه يكماهه عقد كنند و معلوم نيست كه ماه بيست و نه روز است يا سى روز كه جواهر فتوا به صحت داده است ) و صاحب وسائل هم كه اين روايت را در باب متعه آورده گويا نظرش همين است . ما در بحث درباره اين روايت گفتيم كه حضرت از باب اضطرار در اين مورد حكم به صحت كردهاند « 2 » . ولى در اينجا هم نمىتوان از اين كه صاحب وسائل اين اجل را مجهول ندانسته نتيجه گرفت كه ايشان مباشرتى را هم كه مبدأ آن معلوم نباشد جزو اجل محسوب مىكند ، زيرا در روايت فوق مبدأ مباشرت فوريت عرفى دارد و روشن است . در حالى كه ما درباره موردى بحث مىكنيم كه حد و مرزى براى مبدأ مباشرت تعيين نشده است . نتيجه آن كه از علما فقط فيض و يكى ديگر از علما « 3 » فتوا به صحت عقدى دادهاند كه اجل آن عرد يا عردين باشد . و قول نادرى است ، روايات نمىتوانند اين مطلب را اثبات كنند . بحث درباره قسم سوم : در اين صورت كه أحد الأمرين اجل باشد حكم كردهاند كه مجهول و باطل است . مسالك اين حكم را خلاف نظر شيخ در نهايه دانسته است ، و نيز نقل مىكند كه
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ابواب المتعه ، باب 21 ، حديث 8 . ( 2 ) - براى اطلاع از مباحث استاد مد ظله رك به جلسات 674 و 675 . ( 3 ) - استاد مد ظله فرمودند قبلا نظر ايشان را نقل كردم ولى الان نام او را فراموش كردم .