السيد موسى الشبيري الزنجاني
6084
كتاب النكاح ( فارسى )
آن اينكه اگر مرد مقدارى از مدت باقى مانده را بخواهد ابراء كند مثلا قسمت متصل به مدت استيفاء شده يا قسمت آخر يا قسمت وسط يا مقدارى از اول و مقدارى از آخر را بخواهد ابراء كند و بقيه را ابراء نكند آيا موثقه سماعه كه بنابر نظر مشهور حكم به تنصيف كرده اين فروض را شامل مىشود يا اختصاص به همان فرض متيقن دارد كه كل مدت باقى مانده را ابراء نمايد ؟ فقهايى كه اين فروع را مطرح كردهاند بعضى صريحا تنصيف را نفى كردهاند و بعضى اظهار ترديد كردهاند . محقق كركى كه ظاهرا اولين كسى است كه اين فروع را مطرح كرده ، تمايل به عدم تنصيف دارد و دليل تنصيف را شامل اين موارد نمىداند . شهيد ثانى در روضه صريحا مىفرمايد : تنصيف نمىشود و در مسالك هم چون اين روايات تنصيف در هبه را قبول ندارد طبعا متمايل به عدم تنصيف مىشود . صاحب رياض و كاشف اللثام و ظاهرا صاحب انوار الفقاهه و بعضى ديگر قائل به عدم تنصيف شدهاند . البته سبزوارى صاحب كفايه اظهار ترديد كرده و گفته : وجهان . تنها كسى كه صريحا حكم به تنصيف كرده صاحب جواهر است . ناگفته نماند كه در مورد مسأله هبه سه بحث هست كه قدرى خلط شدهاند . بحث اول اين است كه آيا اصل هبه مدت به طور كلى صحيح است يا لغو و بىاثر است . در اين بحث همانطور كه قبلا گذشت كسى قائل به عدم مشروعيت هبه نشده و فقط شهيد ثانى ترديد كرده كه گفتيم از نظر روايات جاى ترديد نيست و از نظر قواعد نيز اشكالى وجود ندارد . بحث دوم اين است كه پس از قبول اصل مشروعيت هبه ، آيا تبعيض در هبه نسبت به مدت باقى مانده صحيح است يا نه ؟ بحث سوم هم اين است كه اگر صحت هبه را در اين موارد پذيرفتيم ، آيا حكم به تنصيف هم اينجا مىآيد يا نه ؟ بحث دوم در كلمات سابقين صريحا مطرح نشده است ولى به طور ضمنى از كلام صاحب مدارك و صاحب كفايه و صاحب حدائق استفاده مىشود كه در صحت هبه قدرى ترديد دارند ، چون بحث تنصيف را كه مطرح مىكنند ، تعبير