السيد موسى الشبيري الزنجاني
6026
كتاب النكاح ( فارسى )
ايضا لم يدرك أبا الحسن موسى عليه السلام « 1 » » تعبير نجاشى درباره « عبد الرحمن بن كثير » نيز اين است « عبد الرحمن بن كثير الهاشمى مولى عباس بن محمد بن على بن عبد الله بن العباس ، كان ضعيفا غمز اصحابنا عليه و قالوا : كان يضع الحديث . . . » « 2 » همان طورى كه ملاحظه شد سند حديث بسيار ضعيف است و لذا با اين وجود بعيد نيست كه نقل صحيح روايت همان نقلى باشد كه در كتاب الحدود مرسلا نقل شده است كه طبق آن نقل ، جمله « تزويج و رب الكعبة » نيز در روايت نيامده است ، بلكه به جاى آن اين تعبير از امام عليه السلام آمده است « هذه التى قال الله عزّ و جلّ « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ » * هذه غير باغية و لا عادية » « 3 » يعنى جواز مباشرت آن زن از باب اضطرار بوده است و بر اين اساس هيچ اشكالى در مضمون حديث وجود نخواهد داشت . 2 - نكته دوم ( عدم لزوم ايجاب و قبول در عقد نكاح و جواز اكتفاء به دو ايجاب ) نكته ديگرى كه راجع به مباحث عقد متعه است اين است كه معمولا آقايان چنين مىگويند كه در عقد متعه نياز به دو صيغه « ايجاب » و « قبول » است . به نظر ما - چنانچه در مباحث گذشته مفصلا مورد بحث قرار داديم - اجراى عقد نكاح حتى در مورد عقد دائم نيز دليلى بر لزوم دو انشاء به اين صورت كه يكى اصلى و « ايجاب » باشد و ديگرى فرع آن و « قبول » باشد نداريم بلكه مىتوان عقد نكاح را به صورت دو انشاء اصلى صحيح دانست به اين صورت كه زن بگويد « من تو را به همسرى خود انتخاب كردم » و مرد نيز عين همين جمله را بگويد و از هر دو رضايت باطنى آنها كشف شود ، بلكه حتى در مواردى انشاء واحد كافى است مثل وكيل و ولى
--> ( 1 ) - معجم رجال الحديث ذيل عنوان « على بن حسان بن كثير » ( 2 ) - رجال النجاشى ، الرقم 621 . ( 3 ) -