السيد موسى الشبيري الزنجاني
6018
كتاب النكاح ( فارسى )
زمان حليت متعه ، بر متمتع بها زوجه اطلاق شده است و بعد از اين زمان نمىتوان به استناد به آيه به ادعاى عدم زوجيت ، عدم حليت متعه را ثابت كرد بلكه بايد نفى مشروعيت اثبات شود تا به وسيله نفى مشروعيت ، نفى زوجه بودن استنتاج شود . در كنز العرفان « 1 » گويد : در كلام راوى تعبير « تزوجت » وجود دارد و در كتب ديگر در كلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز زوجيت تعبير شده است . 2 - تتمهاى از بحث صيغه متعه در بررسى مفاد روايت عبد الرحمن بن كثير « 2 » در كتاب النكاح روايتى نقل شده كه مفاد آن مورد بحث قرار گرفته است . اين روايت را سابقا مورد بررسى قرار داديم ، ولى يك مطلبى كه در سابق بحث نكرديم را در اين جلسه بيان مىكنيم . صاحب جواهر سند روايت را تلخيص كرده مىفرمايد : خبر نوح بن شعيب عن على عن عمه عن أبى عبد الله عليه السلام « 3 » ، اصل سند چنين است : « نوح بن شعيب عن على بن حسان عن عبد الرحمن بن كثير » ايشان عبارت سند را تغيير داده و به جاى « عن على بن حسان » ، « عن على » گفته و به جاى « عن عبد الرحمن بن كثير » ، عن عمه گفته است ، چون او عموى على بن حسان است . عن ابى عبد الله عليه السلام قال : جاءت امرأة الى عمر فقالت : انّى زنيت فطهرنى فأمر بها أن ترجم فأخبر بذلك امير المؤمنين عليه السلام فقال : كيف زنيت قالت : مررت فى البادية فاصابنى عطش شديد فاستقيت أعرابيا فأبى ان يسقينى الا أن أمكنه من نفسى فقال امير المؤمنين عليه السلام تزويج و رب الكعبة « 4 » حال بايد ببينيم كه اين روايت را چگونه معنا كنيم ؟
--> ( 1 ) - كنز العرفان ، للفاضل المقداد . ( 2 ) - در جلسه قبل وعده داديم كه در جلسه آينده درباره صيغه متعه سخن بگوييم و بعدا معلوم شد كه در اين باره قبل از تعطيلات بحث كردهايم و به مسأله مهر در باب متعه رسيده بوديم ، لكن در ارتباط با صيغه متعه تتمهاى را ذكر مىكنيم . ( 3 ) - جواهر الكلام ، 30 / 153 . ( 4 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، باب 21 من ابواب المتعة ، حديث 8 نقلا عن الكافى .