السيد موسى الشبيري الزنجاني
6122
كتاب النكاح ( فارسى )
شدهاند و نسبت به اين برهه از زمان اين مطلب صحيح است . شيخ طوسى در چهار كتاب خود معتقد است كه با اخلال به اجل ، عقد دائم مىشود . در نهايه و خلاف صريحا حكم كرده و در تهذيب و استبصار بالاولوية استفاده مىشود ، چون ايشان در جايى كه اجل مجهول باشد ( مثل موردى كه عقد بر يك بار مواقعه يا دو بار واقع شود ) قائل به دوام عقد شده كه به طريق اولى اين حكم در جايى كه اجل ذكر نشده است نيز مىآيد . أبو الصلاح حلبى و ابن براج نيز قائل به دوام عقد هستند . ابن ادريس با اينكه قيدى آورده و مىفرمايد در جايى كه صيغه عقد صلاحيت براى دوام دارد مثل « انكحت » و « زوجت » تبديل به دائم مىشود به خلاف « متعت » كه صلاحيت ندارد و مىتوان گفت ايشان قائل به تفصيل هستند و لكن در اصل مسأله با شيخ موافقند و معتقدند در مواردى كه لفظ صلاحيت دوام دارد اخلال به اجل به اصل صحت ضرر نمىزند و اين را از مسلمات و اجماعيات مىدانند . كيدرى در اصباح ، محقق در شرايع و نافع ، يحيى بن سعيد در جامع و ابن زهره در غنيه نيز قائل به انقلاب به دائماند . مؤلف كتاب جامع الخلاف و الوفاق ( على بن محمد قمى سبزوارى كه تاريخ تأليف آن 698 ق است ) نيز بدون نقل خلاف ، حكم به دائمى شدن عقد مىكند . خلاصه ، تا زمان پدر علامه « 1 » همه حكم به دائمى شدن كردهاند ، ولى ايشان
--> ( 1 ) - سديد الدين يوسف بن على بن مطهر حلى ( پدر علامه ) از فحول علماء بوده است . وقتى خواجه طوسى به حله مسافرت كرد و با محقق و علماى ديگر ملاقات نمود ، از آنها سؤال كرد اعلم اصوليين كيست ، آنها در اصول عقائد ، مفيد الدين ابن حجم يا حجيم و در اصول فقه ، پدر علامه را معرفى كردند . يحيى بن سعيد - پسر عموى محقق - مقدارى دلخور شد كه چرا او را معرفى نكردند . محقق فرموده بود : اين نگرانى را داشتم كه خواجه مطلبى را سؤال كند و شما نتوانيد جواب بدهيد . از اين قضيه پيداست كه اين شبهه درباره پدر علامه نبوده است و او در سطح بالاترى مىباشد . بسيارى از فتواهاى جديد كه بعد از علامه منتشر شد از ايشان بوده است . مثل اعتصام ماء بئر با ملاقات نجس و . . . ما نحن فيه نيز از همان موارد است .