السيد موسى الشبيري الزنجاني

5788

كتاب النكاح ( فارسى )

حرائر ، مُحصنات اطلاق شده است « 1 » . از اين رو در آيه شريفه به حرائر ، محصنات گفته شده است . سه عامل زنان را در حصن و مصونيت قرار مىداد ، يكى حريّت و ديگرى عفيف بودن و سوم ازدواج . از اين رو محصنات به هر سه اطلاق شده است . هم به حرائر و هم به عفائف و هم به زنان شوهردار ، اما در آيه محل بحث مراد حرائر است . 2 - حديثى كه كفو را به « أن يكون عفيفاً و عنده يسار « 2 » » تفسير كرده است و يسار را در كفائت دخيل دانسته است . 3 - استدلال به داستان فاطمه بنت قيس كه شرفياب محضر پيامبر گرامى اسلام 9 شد و گفت : دو نفر خواستگار براى من هست . يكى معاويه و ديگرى شخص ديگرى - كه اسم او الان از يادم رفت - اين دو خواستگار من هستند . حضرت فرمود : « معاوية صعلوك لا مال له » معاوية هيچ مالى ندارد و خواستگار ديگر تو « لا يضع العصى من عاتقه » پيرمرد است و هميشه عصا بر دوش است آن هم به درد تو نمىخورد تو با اسامة بن زيد ازدواج كن كه اين دو مشكل را ندارد . او هم مىگويد : من با اسامه ازدواج كردم و خيلى خير ديدم « 3 » . به اين فقره استدلال شده كه صعلوك و كسى كه مال ندارد صلاحيت ازدواج ندارد . به سه وجه ديگر هم استدلال شده كه آيه يا روايت خاص وارد در مسأله نيست . آن وجوه از اين قرار است : 4 - اگر زن با مردى كه فاقد نفقه است ازدواج كند اين ازدواج ضررى است ، اگر

--> ( 1 ) - سابقاً گذشت كه وقتى پيامبر گرامى اسلام 9 از زنان بيعت مىگرفتند ، يكى از شرايط بيعت اين بود كه زنا نكنند . هند مادر معاويه آنجا حضور داشت و گفت : « أو تزنى الحرّة » گويا اين شرط نيازى به ذكر آن نيست اين شرط ، خود به خود حاصل است . حرّه زنا نمىكند . در « كافى » آمده كه دومى خنده‌اش گرفت . براى خاطر اينكه سابقاً با هند رابطه داشت . به هر حال جمله « أو تزنى الحرّه » نيز دلالت مىكند كه حرّه مصونيت داشته است و در معرض هتك حرمت نبوده است . ( 2 ) - شيخ حرّ عاملى محمد بن الحسن ، وسائل الشيعة 20 / 78 ، باب 28 من أبواب مقدمات النكاح ، حديث 4 . ( 3 ) - سنن البيهقى 7 / 135 .