السيد موسى الشبيري الزنجاني
5853
كتاب النكاح ( فارسى )
نسبت به مشهور دادهاند و بالاخره ملاحظه كرديد كه صاحب رياض شهرت را از ادله اين قول قرار داده است . لكن وقتى كه بررسى مىكنيم ، خلاف اين را مىيابيم ؛ چرا كه فقط هفت نفر از بزرگان قائل به لزوم عقد در مسأله شدهاند در حالى كه هشت يا نه نفر قائل به خيار شده و عده ديگرى هم به شكل ديگر از قول به لزوم عقد خوددارى كردهاند . پس اكثريت با اين قولى كه به مشهور نسبت داده شده است مخالفند ، نه اينكه شهرت بر قول به لزوم عقد منعقد باشد . و اينكه صاحب رياض دعواى شهرت نموده است ، مورد شهرت ، خصوص صورت شرط نسب خاص است ، كما اينكه از عدهاى از كتب استفاده مىشود كه صورت اشتراط را مسلم گرفتهاند كه خيار هست و اختلاف را در غير صورت اشتراط نسب خاص دانستهاند . اشاره به صاحبان برخى از اقوال در مسأله از قائلين به فرق بين اشتراط و عدم اشتراط عبارتند از : ابن ادريس در سرائر ، علامه در قواعد ، فخر المحققين در ايضاح ، شهيد اول در غاية المراد ، شهيد ثانى در مسالك ، فيض در مفاتيح ، صاحب رياض ، كه اين هفت نفر بين شرط و غير شرط تفصيل قائل شدهاند . قائلين به خيار به طور مطلق عبارتند از : ابن جنيد ؛ كه البته اين نسبت به او خيلى روشن نيست چرا كه علامه از قول او تعبير به انفساخ كرده است ، كه ظاهرش قول به بطلان خود به خود است ، شيخ در خلاف كه عبارتش و ادعاى اجماعش بر آن گذشت ، ابن حمزه در وسيله ، كيدرى در اصباح ، محقق هم در نافع مسأله را عنوان نموده و روايت حلبى را نقل نموده و رد نمىكند ، كشف الرموز هم كلام شيخ و ابن ادريس را كه گفتهاند كه خيار نيست ، نقل كرده و مىگويد : روايت حلبى صحيحه است و كلمات اينها محل نظر است . بالاخره اينها هم قائل به خيار شدهاند و اقوال و تفصيلاتى هم در مسأله هست كه