السيد موسى الشبيري الزنجاني

5706

كتاب النكاح ( فارسى )

بسيارى از مطالب را از آنجا اخذ كرده است . شهيد ثانى به اين روايت هم اشكال سندى و هم اشكال دلالى وارد كرده است . اشكال سندى ايشان وجود سهل بن زياد در سند روايت است كه ضعيف مىباشد . اشكال دلالى هم اين است كه در روايت ، خلق و دين به يكديگر ضميمه شده‌اند و مسلم است كه سجاياى اخلاقى شخص در صحت عقد نكاح دخالت ندارد و اين اجماعى است ، لذا معلوم مىشود كه اخلاق و دين به عنوان شرط كمال مطرح شده نه شرط صحت نكاح ، چون نمىتوانيم بين اين دو تفكيك كنيم مگر به دليل خاص كه آن هم منتفى است و لااقل احتمال مىدهيم كه اينها شرط كمال هستند و نمىتوانيم مطمئن شويم كه خلق به عنوان شرط كمال و دين به عنوان شرط صحت مطرح شده است . 3 - پاسخ صاحب حدائق رحمه الله به اشكال شهيد ثانى : صاحب حدائق مىفرمايد : در قاموس اللغة و مجمع البحرين معانى متعددى براى « خُلق » ذكر شده است كه يكى از آنها ملت و مذهب و دين است و لذا در اين روايت احتمال مىدهيم كه عطف دين بر خلق عطف تفسيرى باشد و وقتى اين احتمال هست ما به همان ظهور اولى روايت كه بيان شرط صحت است اخذ مىكنيم و احتمال عطف تفسيرى را ترجيح مىدهيم چون رفع يد از ظهور اولى فقط زمانى صحيح است كه ظهور اقوايى با آن معارضه كند و اما با لفظ مجمل نمىتوان از ظهور اولى رفع يد كرد . 4 - ردّ صاحب جواهر بر صاحب حدائق : صاحب جواهر مىفرمايد : اين خلاف ظاهر است كه خلق به معناى دين باشد . مىتوان اين مطلب را اين گونه تقريب كرد كه حتى اگر لفظ خلق مشترك لفظى باشد ولى وقتى كسانى مثل شهيد ثانى و صاحب جواهر كه خود عرب زبان هستند اين معنا را نفهميده‌اند معلوم مىشود حتى اگر كلمه خلق چنين معنايى هم داشته باشد ، معناى مهجورى است و در استعمالات متعارف اراده نمىشود ، مثل اينكه در بين