السيد موسى الشبيري الزنجاني

5826

كتاب النكاح ( فارسى )

فرزندى كه متولد مىشود صدقه بر او حلال است و چون با مادر خود زندگى مىكند طبعاً مادر نيز از اين صدقه استفاده مىكند و اين استفاده جايز نيست . از اين رو اين ازدواج صحيح نيست . لكن به نظر مىرسد اين سخن ناتمام است ، چون استلزامى ندارد كه مادر نيز از صدقه استفاده كند . ب - روايتى در كافى نقل شده كه ممكن است تخيل شود آن روايت دليل بر مطلوب ابن جنيد است . به اين روايت ابن جنيد استدلال نكرده لكن ممكن است از طرف او به اين روايت استدلال شود . روايت چنين است : على بن هلال قال : لقى هشام بن الحكم بعض الخوارج فقال : يا هشام ما تقول فى العجم : يجوز أن يتزوجوا الى العرب ؟ قال : نعم قال : فالعرب تتزوج من قريش ؟ قال : نعم . [ در اطلاقات بعدى ، قريش ، صنفى از عرب است و بنى هاشم صنفى از قريش است و مراد اين است كه عرب بما هو عرب مجوز تزويج با قريش دارد . و معناى بما هو بودن اين است كه هيچ خصوصيتى حتى خصوصيت قرشيت معتبر نيست . در فقره بعد هم كه مىگويد : قريش مىتواند با بنى هاشم ازدواج كند . معنايش اين است كه قرشى بما هو قرشى مجوز ازدواج با هاشمى دارد و لو قرشى خصوصيت هاشمى بودن را دارا نباشد ] . قال : فقريش تتزوج فى بنى هاشم قال : نعم قال عمن أخذت هذا ؟ [ سؤال‌كننده كه از خوارج بوده سؤال مىكند كه اين جواب‌ها را از چه كسى أخذ كرده‌اى ؟ ] قال : عن جعفر بن محمد عليهما السلام سمعته يقول : يتكافى دمائكم و لا تتكافو فروجكم ؟ [ يعنى دماء كه امرش از فروج نزد شارع مهم‌تر است كفويت بين افراد آنجا هست و قصاص ثابت است و لو يك طرف قرشى باشد و ديگرى عرب باشد يا يك طرف هاشمى باشد و ديگرى قرشى باشد چگونه در نكاح و فروج دو طرف كفويت نداشته باشند و مثلًا هاشمى نتواند با قرشى ازدواج كند ؟ ]