السيد موسى الشبيري الزنجاني

5820

كتاب النكاح ( فارسى )

هيچ‌گاه نمىتواند مولى باشد ، و روى همين اصل ايشان در موارد مختلف استنباطهايى را تفريع مىكند ، درحالىكه اين حرف تمام نيست ، بله اگر گفته شود كه « فلان شخص مولى » يعنى فلان شخص عرب نيست ، بلكه از موالى عرب است و اما اگر گفتند كه « فلان شخص مولى بنى شيبان » معنايش اين است كه از بنى شيبان نيست بلكه آزادشدهء آنهاست ، لكن اين امكان را كه از اعراب باشد نفى نمىكند و نمونه‌اش اسامة بن زيد است كه اولين شخصى است كه در رجال شيخ عنوان شده است و مىفرمايد : « اسامة بن زيد مولى رسول اللَّه و نسبه من كلب » يعنى اسامة بن زيد مولاى رسول اللَّه است و نسب او از قبيله كلب است كه از اعراب بوده‌اند ، و جهت وجود موالى از اعراب اين است كه ؛ گاهى قبايل عرب با هم جنگ مىكردند و اسيران در آن را كه به عنوان برده مىگرفتند ، گاهى آزاد نموده و شخص آزاد شده را از موالى آن قبيله مىخواندند . بررسى شرح عبارت شرايع توسط جواهر مرحوم صاحب جواهر در شرح عبارت محقق مىفرمايد : اشكال و خلاف قابل اعتنائى نيست در اين كه جايز است در نزد ما ( شيعه ) كه حرة را به عبد و عربية را عجمى و هاشميّه را به غير هاشمى يا به عكس تزويج نمود ، و همين طور تزويج صاحبان شغلهاى پست مثل كنّاس و حجّام و غير آنها « بذوات الدين من العلم و الصلاح » ، ذوات دين را به داراى علم و صلاح بودن تفسير كرده است و وجهش اين است كه يكى از معانى دين ، شأن است ، ذو دين يعنى ذو شأن ، حالا شئون يا از ناحيهء ، علم يا صلاح خود اوست يا از ناحيه بيوتات ، مىفرمايند هيچ يك از اين امور در كفائت شرعى دخالت ندارد ، و لذا پيامبر ( ص ) جويبر را با اينكه از فقيرترين افراد بود و قيافه خوبى هم نداشته و خاندانش هم خاندان مهجورى بودند ، به يكى از محترمين دستور داد كه دخترش را به او بدهد . صاحب جواهر در ادامه ، « غيرهم » را