السيد موسى الشبيري الزنجاني

5702

كتاب النكاح ( فارسى )

بر اين اساس ، ادعاى اتفاق مسلمين در غنيه و خلاف در مورد شرطيت ايمان ، مؤيد نظر صاحب رياض است كه ايمان به معناى اعتقاد لازم را معتبر دانسته است ، و به هيچ وجه دليل بر مختار صاحب جواهر نمىباشد . و معناى آن نيز اين است كه شيعه و سنى اعتقاد لازم براى نجات در آخرت را شرط حصول كفويت و صحت نكاح دانسته ، و فقدان آن در زن يا مرد را به مثابهء خالى بودن زوجيت از شرط كفاءت مىدانند . مراد ابن ادريس نيز از ايمان ، اسلام نبوده ، و اگر ايمان را در مقابل كفر قرار داده ، به اين دليل است كه ايشان كسانى را كه عقيده لازم و نجات‌بخش ( اعتقاد به دوازده امام ) نداشته باشند ، كافر مىداند . مراد سيد مرتضى در ناصريات از مسلمهء مؤمنه نيز - بر خلاف نظر صاحب جواهر - عبارت از زن مسلمانى است كه اعتقاد لازم براى نجات در آخرت را دارا باشد ، و بدون جهت نبايد مؤمنه را عطف تفسيرى از مسلمه به حساب آورد . بنابراين ، هيچ يك از شواهد صاحب جواهر ، مدعاى ايشان را به اثبات نمىرساند ، و حق در مسأله اين است كه ايمان هم نزد قدماء و هم از نظر متأخرين به معناى اعتقاد لازم بوده است . و فرض دارا بودن دو معنا براى آن ناشى از خلطى است كه بين مفهوم و مصداق رخ داده است . ب ) بررسى معناى ايمان در روايات : 1 - كلام صاحب جواهر : ايشان فرموده است : نظر به اينكه در گذشته ايمان مرادف اسلام بوده ، استعمالات آن در نصوص نيز در همين معنا بوده است . لذا استدلال به روايات جهت اثبات شرطيت اثنا عشريت براى نكاح حاصلى در بر نخواهد داشت . البته در مواردى كه اسلام فقط در معناى تسليم شدن خارجى به كار رفته - همچنانكه در سوره مباركه حجرات ، آيه 14 چنين است - در اين موارد نادر ، ايمان در مقابل