السيد موسى الشبيري الزنجاني
5431
كتاب النكاح ( فارسى )
نديدهاند ولى تعجب از فيض است كه با وجود اينكه در تفسير صافى در ذيل همين آيه اين حديث را آورده ولى مع ذلك در وافى كه به تعارض روايتها قائل شده با تمسك به آيه نفى سبيل حكم به انفساخ عقد كرده است . اشكال استاد مد ظله بر صاحب حدائق : امام مىخواهند بفرمايند اجازه تشريعى را خداوند براى مؤمنين داده كه احياناً بر جان و مال كافر مسلط شوند ولى كفار به حسب قانون مجاز نيستند كه تسلط بر جان و مال و ناموس مؤمنين داشته باشند ، پس مدلول آيه نفى ولايت از كفار است كه در صورت تسلط خارجى ( ظاهرى : مثلًا حاكم مسلمانان كافر باشد ) يعنى هيچ گونه مجوزى ندارند كه تسلط بر اموال ، جان ، عرض و قيم بودن كه لازمه ازدواج صحيح است كه مسلط بر زن باشد و قيمومت بر او داشته باشد و بتواند سلب اختيار از او بكند شده و قيمومت كفار بر مؤمنين نفى شده و كافر نمىتواند از مؤمن سلب اختيار كند . پس در عين حال كه ما اين روايات را اخذ كرده و مىگوييم از اين استفاده قدرت تكوينى نيست ، بلكه خداوند قدرت تشريعى را از كفار سلب كرد و حجتى در عمل تكوينى نداده به كافران كه اگر خواست ( مسلمان ) را بكشد چون تشريعاً مجاز نشده است . و تعجبى ندارد چون فيض متوجه اين مطلب بوده و ترجيح بر انفساخ عقد داده است . اشكال استاد بر تمسك بر آيه در مقام ولى آنچه در اينجا جاى تأمل و سؤال است ، اين است كه آيا نفى سبيل تا چه مقدار است ؟ آيا شب را كه خداوند براى افراد سَكن « 1 » قرار داده آن را هم شامل مىشود ؟ چطور سكن قرار داده ، اما مأنوس شدن و تمتع را اجازه نداده است . آيا
--> ( 1 ) - « هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ . . . » ، سوره يونس / 67 « وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها . . . » سوره روم / 21 .