السيد موسى الشبيري الزنجاني

5389

كتاب النكاح ( فارسى )

اسلمت قبل ان تنقضى عدّتها فهما على نكاحهما الاول و ان هو يسلم حتى تنقضى العدّة فقد بانت منه « 1 » [ ذيل اين روايت كه مىگويد : و ان هو لم يسلم حتى تنقضى العدة فقد بانت منه ، ممكن است كسى بگويد اين ذيل قرينه است بر اينكه اگر زن مسلمان شده و مرد مسلمان نشده در اين فرض بقاء نكاح محدود است بر اينكه مرد در عده مسلمان نشود ، اما عكس مسأله كه مورد بحث ما است و مرد مسلمان شده و زن به حالت كفر باقى مانده اينجا دليل نداريم كه بقاء نكاح محدود به عده است . بلكه نكاح به حال خود باقى است . لكن در بعضى از نسخ گويا « ان هى » دارد ولى به نظر مىرسد كه ضمير مذكر هو به زوج بر مىگردد كه به معناى همسر است و شامل زن و مرد هر دو مىشود ، زيرا قبلًا اسم زوج يا زوجه موضوع روايت بود كه فرمود : ينتظر بذلك انقضاء عدّتها پس به قرينه قبل هو به معناى كلى و جامع زوج يا انسانى كه طرف مقابلش مسلمان شده بر مىگردد يعنى اين من أسلم حالت منتظره دارد كه اگر قبل از انقضاء عده اسلام آورد نكاح باقى است و گرنه باطل مىشود . پس از اين روايت استفاده مىشود كه مجوسيه به اهل كتاب در مسأله محل بحث ملحق نيست ، هر چند در بعضى احكام ديگر مجوس به اهل كتاب ملحق مىشوند . علامه حلى هر چند در غير تحرير مجوسيه را به يهود و نصارى در مقام ملحق كرده است لكن در كتاب تحرير مجوسيه را به اهل كتاب ملحق نمىداند . و در ذهنم هست كه در بحث اينكه آيا مسلمان مىتواند با كتابيات ازدواج كند كه مشهور بين دوام و انقطاع فرق مىگذارند منتها در الحاق مجوسيه به يهود و نصارى بحث است . علامه در كتاب‌هاى خود حكم به الحاق مىكند و گمان مىكنم در تحرير هم حكم به الحاق كرده است . و فرموده : عقد متعه با مجوسيه ابتداءً جايز است همان طورى كه با يهوديه و نصرانيه جايز است . و به طريق اولى اگر متعه

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة 20 / 547 ، باب 9 من ابواب ما يحرم بالكفر و نحوه ، حديث 3 ، رقم 26308 .