السيد موسى الشبيري الزنجاني

5371

كتاب النكاح ( فارسى )

استصحاب صحت تمسك كرد ، استصحاب نمىتواند مخصّص دليل اجتهادى باشد ، چون اگر دليل جواز استدامه فقط ادله حرمت ازدواج ابتدائاً مىبود مىتوانستيم بگوييم حرمت حدوث ، دليل بر حرمت بقاء نيست پس مىتوان به استصحاب تمسك نمود ولى در اينجا آيه دليل اجتهادى است كه متعرض فرض بقاء و استدامه است ، به بيانى كه خواهد آمد . پس جاى استصحاب نخواهد بود . اين مطلبى است كه بدواً به ذهن مىآيد لكن اكنون بايد ببينيم آيا اين آيه دلالت بر حرمت نكاح حدوثاً و بقاءً دارد يا نه ؟ آيا فقط متعرض فرض بقاء است يا هر دو ؟ و يا مىتوان آن را فقط متعرض فرض حدوث دانست و فرض بقاء را علىرغم ظاهر بدوى آيه ، خارج از مراد آن دانست ؟ مفاد آيه لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ درباره مفاد آيه لا تمسكوا بعصم الكوافر ، قبلًا معنايى را اختيار كرديم كه اكنون از آن معنا رفع يد مىكنيم . قبلًا آيه را اين گونه معنا مىكرديم كه باء براى الصاق نيست تا باء را برداريم و معنا چنين باشد لا تمسكوا عصم الكوافر ، يعنى امساك زوجيت ( عصم ) كوافر نكنيد . چون اصلًا چه در لغت و چه در آيات و روايات امساك بر سر اعراض و معانى در نمىآيد بلكه بر سر جواهر و ذوات در مىآيد همچون « امسك زوجته » ولى بر سر زوجيت كه اسم معنى است در نمىآيد . لذا باء الصاق نمىباشد . بلكه براى سببيّت است چنانچه در آيه فامساك بمعروف او تسريح باحسان ، بقره / 229 ، باء براى سببيّت است ، يعنى به طريق معروف و به وسيله معروفى شما زن‌ها را نگه داريد و با آنها معاشرت به معروف داشته باشيد و وسيله نگهدارى شما وسيله متناسب و معروفى باشد و الّا اگر در اينجا باء را باء الصاق بدانيم معنى آيه درست به عكس خواهد شد يعنى از معروف براى زن‌ها امساك كنيد و معروف را به آنها ندهيد . در اين آيه نيز عصمت مىتواند چنين معنا شود : « زن‌هاى كافره را به وسيله ازدواج نگهدارى