السيد موسى الشبيري الزنجاني

5344

كتاب النكاح ( فارسى )

بنابراين وى استحقاق مهر را به طور كلى - حتى نصف آن را - ندارد « لان الفسخ جاء من قبلها » . بيان مختص صاحب جواهر : اما بيان اختصاصى كه مرحوم صاحب جواهر در اين رابطه دارند اين است كه مىفرمايد : ازدواج در حقيقت معاوضه‌اى است كه بين بضع و مهريه صورت مىگيرد و در معاوضه اگر احد العوضين قبض نشود ، طرف مقابل حق مطالبه و اخذ عوض ديگر را ندارد . « لان المعاوضة انفسخت قبل التقابض « 1 » » . بيان مختص صاحب حدائق : صاحب حدائق مىفرمايد : در روايت آمده است كه : اگر زوج و زوجه‌اى كه هر دو نصرانى هستند ، زوجه قبل از دخول مسلمان شود ، به مجرد اسلام نصرانيه ، عقد منفسخ شده و زن استحقاق مطالبه مهر را ندارد . پس در مورد بحث ما كه مفروض اين است كه زوجه مرتد مىشود به طريق اولى ، زوجه حق مطالبه را ندارد زيرا در جايى كه مسلمان ، آن هم با ويژگىهايى كه در جاهاى ديگر - مثل باب ارث كه مسلمان حاجب مىشود يعنى با وجود طبقه اولى ارث تنها به دليل اينكه آنها غير مسلمان هستند ، ارث به مسلمان كه در طبقات بعدى است مىرسد و مانند آن - دارد ، در مورد مهريه ، روايت مىگويد حق مطالبه مهر را ندارد پس مرتد به طريق اولى حق ندارد . روايتى كه صاحب حدائق به آن تمسك كرده است اين است « صحيحه عبد الرحمن بن الحجاج عن ابى الحسن عليه السلام فى نصرانى تزوج نصرانيه فأسلمت قبل ان يدخل بها ، قال : قد انقطعت عصمتها منه و لا مهر لها و لا عدة عليها منه « 2 » » . 3 - بررسى استدلال صاحب حدائق اين روايتى كه صاحب حدائق با تمسك به فحواى آن ، حكم محل بحث را نيز استفاده كرده است ، معارضى دارد كه با توجه به معارض آن بايد ديد معناى روايت

--> ( 1 ) - جواهر الكلام 30 / 48 . ( 2 ) - الوسائل ، ج 20 ، ابواب ما يحرم بالكفر و نحوه ، باب 9 ، ح 6 .