السيد موسى الشبيري الزنجاني

5360

كتاب النكاح ( فارسى )

درباره اين حديث گفتنى است كه تعبير « حربى » نشانگر آن نيست كه سؤال از غير اهل كتاب است ، بلكه چون در دار الكفر ، اهل ذمه نمىتواند وجود داشته باشد ، تعبير حربى ذكر شده است . مراد از « لحقته امرأته » در اين روايت و ساير روايات مسلمان شدن زن و لحوق زن به شوهر در اعتقاد است نه لحوق به مكان جغرافيايى مرد ، چون با كافر ماندن زن ، داعى نوعى بر لحوق زن به دار الاسلام وجود ندارد . 4 - نقد استاد - مد ظله - نسبت بر استدلال به روايات فوق در محل بحث محل بحث ما در جايى است كه زن كتابيه تا آخر بر كفر خود باقى بماند ، ولى در اين روايات فرض اين است كه زن كتابيه بعداً مسلمان شده و در اين فرض حكم به بقاء نكاح كرده است ، در اينجا ممكن است اسلام زن به نحو شرط متأخر كاشف از بقاء ازدواج وى با شوهر مسلمان خود باشد و ممكن است با اسلام زوج ، علقه زوجيت زائل گردد ، ولى همچون زوال علقه زوجيت در دوران عده ، زوال موقت و متزلزل باشد و با اسلام زن ، همان علقه زوجيت سابق بازگردد و نيازى به عقد جديد نباشد ، براى توضيح بيشتر اين بحث به نقل روايتى درباره بحث آينده كه مربوط به اسلام زن و بقاء شوهر بر كفر مىپردازيم . ج - اشاره به بحث اسلام زن و بقاء شوهر بر كفر علماء در مسأله اسلام زن قبل از دخول فرموده‌اند كه عقد ازدواج وى با شوهر كافر منفسخ مىگردد ، رواياتى هم بر طبق آن وارد شده كه در آينده نقل و بررسى مىگردد ، ولى در اين بين روايتى وجود دارد كه ممكن است از آن استفاده كنيم كه عقد ازدواج زن با شوهر كافر منفسخ نمىگردد ، اين روايت از عبيد بن زراره نقل شده است . 1 - روايت عبيد بن زرارة كافى : عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد عن أبيه عن القاسم بن محمد