السيد موسى الشبيري الزنجاني
5465
كتاب النكاح ( فارسى )
ما ادعوه ليس عليه دليل « 1 » . همانطور كه اطلاق عبارت اقتضاء مىكند ، و سياق اين مسأله و مسأله بعد نيز مؤيد آن است ، در اينجا فرض اسلام زوج نشده ، بلكه موضوع بحث به صورت كلى عبارت از مردى است كه داراى زوجهاى نصرانى يا يهودى است و ازدواج آنان به حسب حكم شرع صحيح بوده است . اكنون اين زن از دين خود به دينى مانند وثنيت كه حكومت اسلام اجازه بقاء بر آن را نمىدهد ( لا يقر عليه اهله ) منتقل شده است . مىفرمايد : بايد به اسلام يا دين خود بازگردد ولى شافعى در اين باره داراى سه قول مىباشد . البته ذكر نام شافعى و نسبت سه قول به شخص او چندان صحيح به نظر نمىرسد . خصوصاً كه مرحوم شيخ در انتهاى همين مسأله در مقام ردّ اين اقوال ، از تعبير ما ادعوه استفاده كرده است . لذا بر فرض هم كه در اين نسبت ، اشتباهى رخ نداده باشد ، احتمالًا نسبت سه قول به شافعى به اعتبار پيروى اتباع وى از نظريه او بوده و ضمير جمع در « ما ادعوه » نيز به همين اعتبار به كار رفته است . در هر حال ، اقوال سهگانه عبارت است از : 1 - همان نظر مرحوم شيخ يعنى : زن ناگزير از أحد الأمرين است : يا مسلمان شود ، و يا به دين قبلى خود بازگردد . 2 - بايد مسلمان شود . 3 - يا بايد مسلمان شود ، و يا به دينى بازگردد كه ذاتاً و ابتداءً مجاز به بقاء بر آن است . يعنى : يكى از اديان يهوديت ، نصرانيت و مجوسيت .
--> ( 1 ) - ج 4 ، ص 324 .