السيد موسى الشبيري الزنجاني

5174

كتاب النكاح ( فارسى )

1 ) استناد به فقره « حَتَّى يُؤْمِنَّ » : مرحوم صاحب جواهر فرموده كه نهى دو آيه شريفه معلق به حصول غايت يعنى ايمان شده است . بنابراين معلوم مىشود كه در نكاح ، ايمان طرف عقد شرط است . در آيه اين شرط هم در مورد زوجه مطرح شده ( حَتَّى يُؤْمِنَّ ) و هم در مورد زوج ( حَتَّى يُؤْمِنُوا ) آمده است . پس نكاح با اهل كتاب جايز نيست . ولى دلالت اين دو فقره از آيه شريفه بر مطلب چندان روشن نيست . زيرا اگر آيه شريفه در محيطى نازل شده بود كه مثلًا بت‌پرستان و مشركان گرايش به يهودى شدن يا نصرانى شدن داشتند و بسيار به اين اديان مىگرويدند ، دلالت آن بر اشتراط غايت ( ايمان ) خوب بود . چه در اين محيط شارع مقدس مىتوانست بفرمايد كه با مشركان تا زمانى كه به اسلام نگرويده‌اند ، ازدواج نكنيد و صرف خروج آنان از شرك فايده‌اى ندارد . اما با توجه به اينكه خارجاً فقط اين امر معمول بود كه مشركان يا بر شرك و كفر خود باقى بودند يا اينكه اسلام مىآوردند ، معلوم مىشود كه جواز نكاح به طور كلى معلق بر چنين شرطى ( ايمان ) نيست . زيرا لازمه ايمان نياوردن مشركان عملًا اين بود كه بر مذهب خود باقى باشند و اين نكته مىرساند كه قيد ايمان براى نفى شرك آمده نه براى نفى يهوديت و نصرانيت و جنبه احترازى ندارد . بنابراين آيه در اشتراط ايمان ظهور چندانى ندارد و حتى بنابراين كه بعضى مراتب انسداد را قايل باشيم هر نوع ظهورى را معتبر نمىدانيم بلكه بايد به حد اطمينان برسد تا بتواند به عنوان ظن خاص حجيت داشته باشد ، هر چند اصل ظهور آيه را فى الجمله نمىتوان انكار كرد . 2 ) استناد به ذيل آيه شريفه : دليل ديگر مذكور در جواهر ذيل آيه شريفه است كه مىفرمايد : « أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ » اين فقره در واقع علت حكم پيشين ( عدم جواز نكاح با اهل كتاب ) را بيان مىكند ، زيرا معمولًا هر يك از زوجين از آيين طرف ديگر تأثير