السيد موسى الشبيري الزنجاني

5170

كتاب النكاح ( فارسى )

است و اين كه مراد از آن چيست . در جلسه پيش گفتيم كه مراد آن است كه بيايد به وظيفه مشترك خود يعنى عبادت خداوند يگانه و شريك قايل نشدن براى او ملتزم و پايبند باشند . البته اين تفسير براى اين فقره ممكن است ، ولى دو تفسير بهتر هم از آن مىتوان نمود : 1 ) مراد آن باشد كه بياييد به آنچه در قرآن ما و عهدين ( تورات و انجيل غير محرّف ) آمده يعنى توحيد در عبادت متعهد و وفادار باشيد ، زيرا دعوت به توحيد هم در قرآن وجود دارد و هم در عهدين ( پيش از تحريف ) بوده است ؛ پس بياييد عملًا به آن پايبند باشيد . 2 ) مراد اين باشد كه بياييد به آنچه در قرآن و اين كتب آسمانى موجود و تحريف شده كه اينك در دست شماست ، عمل كنيد و در عبادت خداوند ، شرك نورزيد . چه بسا ممكن است اصل يك كتاب آسمانى مورد قبول همه باشد ، ولى در تطبيق آن بر مصاديق اختلاف نظر وجود داشته باشد ، همچنان كه ( به عنوان مثال ) وهابيان به استناد برخى آيات قرآن برخى از اعمال ما را مصداق شرك معرفى مىكنند « 1 » ، در حالى كه قرآنى كه مقبول همه مسلمانان است ، يك قرآن بيش نيست . ممكن است آيه شريفه را چنين تفسير كرد كه از همين كتب آسمانى موجود كه تحريف شده هم دستور به عبوديت خداوند يگانه و پرهيز از شرك در عبادت كه ما هم قبول داريم ، قابل استنباط است و از اين رو همگى بايد به اين امر ملتزم باشيم . ب ) چگونگى جمع ميان آياتى كه اهل كتاب را مشرك خوانده و آيات ديگر : 1 - آياتى كه حاكى از تقابل ميان مشركان و اهل كتاب است : در برابر هفت آيه‌اى كه دلالت بر مشرك بودن اهل كتاب و تطابق آن دو بر هم

--> ( 1 ) - هر چند بطلان نظرات آنان در كتب متعدد اثبات شده و چنين استنادى به آيات قرآنى قطعاً نادرست است ( ر . ك منابع مربوطه )