السيد موسى الشبيري الزنجاني

5140

كتاب النكاح ( فارسى )

است ، نتيجه آن كه قاسم بن محمد جوهرى ثقه است . در ضمن اسانيد به يك روايت برخورد كرديم كه ابن ابى عمير از او نقل مىكند . سند چنين است : أحمد بن محمد عن ابن ابى عمير عن القاسم بن محمد عن عبد الله بن سنان « 1 » ، قاسم بن محمد كه از عبد الله بن سنان نقل كند همان جوهرى است . در اسانيد روايات ، دو قاسم بن محمد معروف هست . يكى قاسم بن محمد جوهرى است كه ما او را معتبر مىدانيم و ديگرى قاسم بن محمد اصفهانى است كه از او به كاسولا تعبير مىكنند و تضعيف شده است . منتهى طبقه جوهرى يك طبقه جلوتر از طبقه اصفهانى است و در طبقه اسانيد اصفهانى قرار دارد و آنكه از عبد الله بن سنان نقل مىكند همان جوهرى است و در اين سند ابن ابى عمير عن قاسم بن محمد عن عبد الله بن سنان نقل مىكند و ابن ابى عمير لا يروى و لا يرسل الّا عن ثقة از اين رو ، از اين طريق نيز مىتوان حكم به اعتبار جوهرى كرد ، ولى ما اينجا شبهه‌اى داشتيم و آن اينكه ابن ابى عمير با واسطه بخواهد از عبد الله بن سنان نقل كند اين يك امر بىسابقه است ، مثل اينكه بگوييم : كلينى با واسطه از على بن ابراهيم نقل كند اين يك امر غير معهودى است . از طرف ديگر نقل ابن ابى عمير از قاسم بن محمد نيز غير معهود است ، لذا به نظر مىرسد كه در اين سند « واو » به « عن » تصحيف شده است زيرا كثيراً ما در اسانيد واوهاى عاطفه به « عن » تبديل شده است . مرحوم صاحب معالم در مقدمه منتقى « 2 » مىنويسد كه چون معمولًا اسانيد در هر طبقه يك نفر است كلمه واو به كلمه عن كه در اسانيد عادتاً عن فلان عن فلان ذكر مىشود تصحيف شده است همچنان كه در نسخه اصلى تهذيب كه در دست صاحب معالم بوده همين داستان رخ داده است ، صاحب معالم مىگويد شيخ طوسى در تهذيب كه مىخواسته نقل كند خيلى مواقع روى همان عادت معمولى

--> ( 1 ) - كافى ، ج 1 ، كتاب 4 ، باب 113 ، حديث 6 ، طبق نقل معجم رجال الحديث 14 / 362 . تذكر : ابن ابى عمير از قاسم بن محمد عن الحسين بن عثمان روايت ديگرى در كافى 3 / 204 ، كتاب 3 ، باب 70 ، ح 5 دارد . ( 2 ) - منتقى الجمان .