السيد موسى الشبيري الزنجاني

5131

كتاب النكاح ( فارسى )

يونس بن عبد الرحمن - كه از فقهاى معروف هستند - در موارد متعدد از سعدان نقل كرده‌اند و حسن بن على بن فضال هم كه از فقهاى معروف است از وى روايت دارد به خاطر تعدد روايت اجلا ، ما او را - كه كثير الروايه هم هست - معتبر مىدانيم . و نقل ابن ابى عمير و صفوان هم به عنوان مؤيد مىباشد . 6 - روايت ديگر زراره محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن ابن رئاب عن زراره بن اعين قال قلت ما يحل من المتعه ؟ قال كم شئت « 1 » . محمد بن يحيى در سند محمد بن يحيى اشعرى و از ثقات است . احمد بن محمد به احتمال قوى احمد بن محمد بن عيسى است و اگر آن هم نباشد احمد بن محمد بن خالد برقى است كه هر كدام باشند ثقه هستند . مفاد روايت اين است كه هر تعداد متعه كه مايل باشيد حلال است و حدّى ندارد . شهيد ثانى به اين روايت اشكال كرده كه اين روايت نگفته كه از امام صادق عليه السلام شنيدم ، اين روايت مقطوع است ، در يك جا تعبير مىكند موقوف است . ولى هم موقوف ، هم مقطوع هر دو خلاف اصطلاح است بايد بگوييم مضمره است چون تعبير حديث اين است : « قال كم شئت » قائل قال چه كسى است ؟ با ضمير از سؤال عنه تعبير شده و اين را مضمره مىگويند . اما همه محققين اين مطلب را تصريح كرده‌اند كه فقيهى مثل زراره در كتاب حديث روايتى را از فرد مجهولى شنيده باشد و نام او را هم نبرده باشد ، بسيار بسيار مستبعد است . ما در مباحث رجالى نبايد مثل رياضى معامله كنيم يك ميليارد احتمال هم در مباحث رياضى مضرّ است و براى اثبات يك چيز بايد قطع كامل باشد . اما در بحث ما قطع عادى ملاك است ، وقتى زراره كتابى براى عمل نوشته است با آن جلالت ، خودش از فقهاى درجه اول است ، از يك فرد مجهول سؤال كرده باشد ، اسمش را هم نبرده باشد ، همين جورى بگويد :

--> ( 1 ) - الوسائل ، ب 4 من ابواب المتعه ، الحديث 3 .