السيد موسى الشبيري الزنجاني

5128

كتاب النكاح ( فارسى )

است از اينكه هر مقدار زياد هم اگر استغفار كنى فايده‌اى ندارد . مرحوم شهيد ثانى دو اشكال دارد ، يكى درباره حسين بن محمد كه قبلا بحث آن را كرديم و ديگرى درباره معلى بن محمد كه آن را تعبير مىكند كه ضعيف است . سابق عرض كرديم كه درباره معلى بن محمد نجاشى دارد : ( مضطرب الحديث و المذهب و كتبه قريبه يعنى قريبة الى الصواب ) . آن اضطراب حديث به احتمال قوى همان تعبير ابن غضائرى است كه نجاشى از او اخذ كرده است ، چون نجاشى در خيلى از موارد مطالبى را كه از ابن غضائرى منقول است ( يعنى در همين كتاب ابن غضائرى هست ) در كتابش قريب به آن را دارد ، چون نجاشى از او استفاده كرده است . حالا اين كتاب ابن غضائرى مال خود او بوده يا نه ؟ به هر حال نجاشى در خيلى از موارد مطالبش متأثر از مطالب اين كتاب مىباشد . در كتاب ابن غضائرى تعبير دارد : « يعرف و ينكر و يجوز ان يخرج شاهدا » يعنى به وثاقت او كارى ندارد ، مىگويد بعضى از رواياتش منكر است و بعضى رواياتش معروف و صحيح است . معمول و متعارف محدثين مقيد بودند كه رواياتى را نقل كنند كه قابل عمل است و آن را صحيح مىدانستند ولى بعضىها - مانند برقى و پدرش - با اينكه خود ثقه هستند درباره آنها گفته شده : يروى عن الضعفاء و يعتمد المراسيل ، اين افراد چنين تقيدى نداشتند كه نوعاً از ثقه روايت كنند ، بلكه مذاقشان اعمى بوده است ، آنها جمع حديث مىكردند . مراد از حشويه در عبارت شيخ طوسى شايد همين‌ها باشد ، حشويه آنهايى بودند كه به هر روايتى عمل هم مىكردند . يعتمد المراسيل قرينه است بر اينكه به مراسيل عمل هم مىكردند . به هر حال ، تعبير « يعرف و ينكر » يعنى بعضى از رواياتش قابل قبول است و بعضى از آنها منكر مىباشد ، اين امر درباره روايات برقى - هم كه خود ثقه است - صادق مىباشد . معناى اين عبارت اين نيست كه بعضى از روايات را جعل كرده و اعتبارى به خودش نيست . به نظر مىرسد كه اين عبارت شاهد بر عدم اعتماد نسبت به خود شخص نمىباشد و اگر قرائن ديگرى بر اعتبار و