السيد موسى الشبيري الزنجاني
5109
كتاب النكاح ( فارسى )
6 ) نقد استاد مد ظله : فرمايش ايشان نيز صحيح به نظر نمىرسد . زيرا گرچه خطاب آيه جمع است ، اما نبايد مجموع من حيث المجموع مخاطبين را يك واحد به حساب آورد . چه آنكه خطابهاى جمع ، انحلالى است و معناى آن اين است كه فرد فرد مخاطبين به طور مستقل مورد خطاب قرار مىگيرند . و در واقع معناى آيه اين است كه به هر يك از مخاطبين مىفرمايد : اگر مىترسى . . . مىتوانى دو زن اختيار كنى ، مانعى ندارد ، با سه زن ازدواج نمايى ، مىتوانى چهار زن را به عقد خود درآورى . نكته ديگر در تفسير آيه شريفه : اما اينكه به جاى كلمات اثنين و ثلاثه و اربعه ، از صيغههاى مثنى و ثلاث و رباع استفاده شده ، و نفرموده : با دو ، سه ، و چهار زن ازدواج كنيد ، بلكه مىفرمايد : زنان را دو تا دو تا ، سه تا سه تا و چهار تا چهار تا به عقد خود درآوريد . براى دفع توهّمِ محدوديت ازدواج است ، تا گمان نشود كه ازدواج تا پايان عمر محدود به دو يا سه يا چهار مورد بوده ، و حتى مثلا پس از فسخ عقد يا طلاق و فوت زن نيز كسى حق ازدواج مجدد را ندارد . بنابراين معناى آيه اين است كه هر مؤمن مىتواند مجتمعاً دو ، سه ، و چهار زن داشته باشد . بلكه مىفرمايد در طول عمر دو تا دو تا و . . . مىتوانيد بگيريد يعنى در هر زمان حد اكثر در ازدواج با چهار همسر مجاز هستيد . 7 ) بيان كلام زمخشرى : بنابر نقل ابن هشام ، زمخشرى استعمال واو در معناى أو براى اباحة را جايز مىدانسته ، و براى اثبات نظر خود مثال معروفى را - بر خلاف نظر ساير نحويين - به عنوان يكى از مصاديق استعمال واو در معناى أو مطرح كرده است و چنين پنداشته كه تعبير « تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ » بعد از ذكر ثلاثه و سبعه در آيه شريفه : « فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي