السيد موسى الشبيري الزنجاني
5102
كتاب النكاح ( فارسى )
ازدواج با ايتام است . در تبيان از حسين بن على المغربى كه در رجال نجاشى نيز ترجمه او آمده است چنين نقل مىكند كه « معنى طاب اى بلغ من النساء كما يقال طابت الثمرة اذا بلغت » سپس در ادامه از قول مغربى چنين نقل مىفرمايد : قال : و المراد المنع من تزويج اليتيمة قبل البلوغ لئلا يجرى عليها الظلم ، فان البالغة تختار لنفسها » . ولى به نظر مىرسد با توجه به كلمه « لكم » كه بعد از « طاب » قرار گرفته است ، اگر چه ممكن است در جاهاى ديگر طاب به معناى بلغ آمده باشد ولى در اين آيه بلغ لكم بىمعنا است لذا معناى « طابَ لَكُمْ » همان است كه ذكر كرديم يعنى آنهايى كه در ازدواج با آنها براى خودتان خوف و ترسى حسّ نمىكنيد . پاسخ سؤال دوم : وجه عدول از اثنتين ، ثلاثه ، اربعه به مثنى ، ثُلاث و رباع اين است كه اگر تعبير اول به كار برده مىشد ممكن بود كه چنين توهمى شود كه مرد به هيچ عنوان و تا آخر عمر بيش از چهار زن نمىتواند داشته باشد و لو اينكه چهار زن در يك زمان نباشند ولى وقتى تعبير به مثنى ، ثلاث ، رباع كه معناى آن دو تا دو تا ، سه تا سه تا و چهار تا چهار است ، معناى متفاهم از آن اين است كه زياده بر چهار تا در يك وقت و تا مادامىكه شخص چهار زن دارد جايز نيست اما اگر يكى از آن چهار زن را به عنوان مثال طلاق داد ازدواج با زن پنجم بدون اشكال است . پاسخ سؤال سوم : ممكن است نكته اينكه ماده « قسط » ثلاثى مجرد استعمال نشده است ( يسقطوا ) اين باشد كه كلمه « قسط » لفظى است مشترك بين عدل و ظلم . حتى شيخ طوسى در تبيان تنها معنايى كه براى « قسط » ذكر مىكند « جور » مىباشد « 1 » . قاسطين در خوارج به معناى ظالمين هستند . ولى « اقساط » چنانچه از تبيان ظاهر مىشود همزه آن براى سلب است يعنى سلب ظلم كه قهرا به معناى
--> ( 1 ) - همان طورى كه حضرت استاد در جزوه شماره 3 فرمودهاند كلمه « قسط » به فتح قاف و قسوط به ضم قاف از قَسَط يقسُطُ قَسطاً و قسوطاً هر دو به معناى جور است ولى كلمه « قِسط » به كسر قاف به معناى جور و عدل هر دو استعمال شده است ، القائم بالقسط اى القائم بالعدل .