السيد موسى الشبيري الزنجاني

5101

كتاب النكاح ( فارسى )

ولى شايد بهترين آنها كه بعضى از روايات نيز شاهد بر آن است و در تبيان از حضرت ابى جعفر عليه السلام آن را نقل نموده و با ظاهر لفظ آيه نيز سازگار است و نيازى به قايل شدن به سقط و تحريف و امثال آن ندارد معنايى است كه در استعمالات عرفى ما نيز نظير آن را فراوان مىتوان مشاهده كرد به عنوان مثال چنين تعبير مىكنيم « اگر مىترسيد نسبت به سياه‌پوست‌ها ظلمى واقع شود ، شما با سفيدپوست‌ها ازدواج نماييد » يا در مثال ديگر چنين گفته مىشود « اگر مىترسيد كه با زيد مشكله‌اى پيش آيد با عمرو معامله كنيد » ، چنانچه ملاحظه مىشود كلمه « ازدواج » در مثال اول و كلمه « معامله » در مثال دوم « مقدم قضيه شرطيه نيامده است و ليكن ذكر آنها در تالى قضيه ، قرينه بر اين است كه مقصود از مقدم در مثال اول ترس از ازدواج با سياه سياه‌پوست‌ها و در مثال دوم ترس از معامله با زيد مىباشد . و اين گونه تعبير كردن بسيار متعارف است . لذا به نظر مىرسد در آيه محل بحث نيز همان طورى كه شأن نزول نيز مؤيد آن است كه در جاهليت رسم بر اين بود كه مردان بعضى از دخترهاى يتيم را كه داراى ثروت يا جمالى بودند سرپرستى مىكردند ، آنگاه به فرض استفاده از اموال آنها با آنها ازدواج مىنمودند و بالطبع همه اموال آنها را در اختيار مىگرفتند بعد از آنكه آيه نازل شد كه « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً » و امثال اين تهديدات و سخت‌گيرىها نسبت به مسأله اموال ايتام وحشتى براى مردان ايجاد شد پس از آن اين آيه نازل شد كه شما اگر به خودتان اطمينان نداريد و درباره ازدواج با ايتام ترس و وحشت اين را داريد كه نسبت به اموال آنها تعدى نماييد از ازدواج با آنها صرف نظر كرده و با افرادى ازدواج نماييد كه ( طابَ لَكُمْ ) يعنى نسبت به آنها چنين خوف و ترسى را نداريد . بنابراين ، با توجه به اين شأن نزول به نظر مىرسد صدر و ذيل آيه كاملا با يكديگر مرتبط است و در صدر آيه نيز اگر چه مسأله ازدواج يتامى مطرح نشده است ولى چنانچه نظير آن را در استعمالات عرفيه نيز ملاحظه نموديد ، صدر آيه نيز ناظر به