السيد موسى الشبيري الزنجاني
5095
كتاب النكاح ( فارسى )
در چهار فرع بعدى چنانچه گذشت زن به يكى از خويشان مرد شير مىدهد و مرحوم سيد اصفهانى عبارت را عوض كرده و به جاى « زوجتك » تعبير « امرأة » را به كار برده است . مثال پنجم : خامسها امرأة أرضعت أخاك أو أختك لابويك فصارت أمّا لهما و هى محرّمة فى النسب لانها أمّ لك فهل تحرم عليك من جهة الرضاع و يبطل نكاح المرضعة ان كانت زوجتك ام لا ؟ فمن قال بعموم المنزلة يقول : نعم و من قال بالعدم يقول : لا . قيد ابوين اينجا ذكر شده است و ذكر آن لازم است لكن چنانچه گذشت در فرع سوم به تقسيمات أخ توجه نشده بود . در اين فرع ، زن به برادر يا خواهر أبوينى مرد شير مىدهد و مادر برادر أبوينى يا مادر خواهر ابوينى شد ، بنابر عموم منزلت اين زن به منزله مادر مرد خواهد بود . قهراً چنين زنى را نمىتواند بگيرد و اگر قبلا همسر او بوده نكاحش بقاءً باطل مىشود . در اين فرع ، موضوع را امرأة قرار داده است و سپس زوجتك را به او ملحق كرده است يعنى در صدر مسأله فرض حدوث نكاح را بنابر عموم منزلت حكم به عدم جواز آن مىكند اما در ذيل مسأله فرض بقاء نكاح را بنابر عموم منزلت حكم به عدم جواز آن نمىكند . مسامحه فرع پنجم : مرحوم سيد اصفهانى اينجا فرض لابويك را ذكر فرموده اما فرض لامّك را ذكر نكرده است . با آنكه اگر زن ، برادر يا خواهر ابوينى يا أمّى مرد را شير دهد اين زن به منزله مادر مرد خواهد بود . اما اگر زن ، برادر يا خواهر أبى مرد را شير دهد ، زن به منزله زوجه پدر مرد خواهد بود . و زوجه پدر هم براى شخص حرام است . پس در اين فرع قيد لابويك مستدرك است و بايد حذف شود و در عوض عبارت لانها امّ لك اين گونه اصلاح شود : لانها امّ لك أو زوجة أبيك .