السيد موسى الشبيري الزنجاني
5094
كتاب النكاح ( فارسى )
ولد أكبر بايد قضاء كند آنجا كلمه ولد بر ابن اطلاق شده است و گفته شده : اگر ولد « 1 » اكبر نبود بنت اكبر فائده ندارد و لو أكبر از ولد باشد در باب ارث هم كه گويند : حبوه براى ولد أكبر است مراد ابن اكبر است نه بنت اكبر . من شنيدهام الان هم عربها ولد را به معناى خاصّ آن كه ابن باشد كثيرا اطلاق مىكنند [ مثلا گويند أولادىّ و نسائىّ يعنى پسرانه و دخترانه ] در فارسى هم فى الجمله اين گونه اطلاقات هست مثلًا شما مىگوييد : آقا زاده فلان شخص ، به پسر او آقازاده مىگوييد با اينكه زاده همان ولد است و آقازاده يعنى ولد آقا و اين تعبير را براى پسر به كار مىبرند ولى براى دختر به كار نمىبرند . پس تعبير وارد در اين فرع مطابق تعبير رائج ولد در مورد ابن به كار رفته است . لكن در مقام ، دليلى بر اين اختصاص نيست چون حكم اختصاص به ابن ندارد . پدر ولد عمو ، عمو است چه آن ولد دختر باشد چه پسر . زن چه شير را به پسر عموى خود بدهد و چه به دختر عموى خود بدهد در حكم فرقى نمىكند يعنى بنابر عموم تنزيل موجب نشر حرمت مىشود و بنابر عدم ، موجب نشر حرمت نمىشود . پس اگر مراد از ولد در اين مسأله همان تعبير عام قرآنى و روايى باشد بهتر است از اينكه ابتداءً تعبير ولد به كار برده شود و سپس به جاى آن ابن گذاشته شود كه موهم اين است كه روى « ابن » بودن عنايتى هست با آنكه « ابن » بودن دخالتى در حكم ندارد . به هر حال ، در اين چهار فرعى كه خوانده شد در فرع اول بنابر عموم منزلت زن بنت يا ربيبه مىشد در فرع دوم زن بنابر عموم منزلت أخت مرد مىشود . و در فرع سوم بنابر عموم منزلت زن ، جدّه زن كه داخل امّ الزوجه است مىشود كه از محرّمات مصاهرتى است و در فرع چهارم مرد ، عمو يا دائى زن مىشود و قهراً زن ، برادرزاده و يا خواهرزاده او مىشود كه از محرمات نسبى است .
--> ( 1 ) - العروة الوثقى 1 / 756 ، فصل 44 فى قضاء الولى و المصدر 1 / 514 فصل 1 فى اعداد الفرائض و نوافلها .